قرآن مجيد مىفرمايد : «
« وَ ما أَرْسَلْنا فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَبِيٍّ إِلَّا أَخَذْنا أَهْلَها بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ »
؛ در هيچ شهر و آبادى پيامبرى نفرستاديم مگر اين كه اهل آن را به سختى و رنج گرفتار كرديم ، شايد به سوى خدا باز گردند و تضرّع كنند » « 1 » .
اين تعبير نشان مىدهد كه اين يك قانون عمومى و هميشگى بوده است و هدف آمادگى براى پذيرش دعوت انبيا بوده است .
حوادث دردناك در طول تاريخ امّتها و هنگام بروز غفلتها از سوى خداوند پيش مىآمده ، تا پردههاى غفلت را كنار بزند و امتها بيدار شوند .
و گاه اين حوادث سخت و دردناك نتيجهء گناهان مردم بوده كه باز هدف را توبه و انابه و بازگشت به سوى خداوند تشكيل مىداده است ، آن گونه كه در آيهء ديگرى از قرآن مىخوانيم : «
« ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذِيقَهُمْ بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ »
؛ فساد در خشكى و دريا به خاطر كارهايى كه مردم انجام دادهاند آشكار شده است خدا مىخواهد نتيجهء بعضى از اعمالشان را به آنان بچشاند شايد ( به سوى حق ) بازگردند » « 2 » .
به اين ترتيب به خوبى روشن مىشود كه يكى از طرق تربيت الهى همين حوادث ناگوار طبيعى يا اجتماعى است ، مسألهء خشكسالى نيز مىتواند يكى از آنها بوده باشد ، همان گونه كه در خطبهء بالا به آن اشاره شده است امام عليه السّلام در اين خطبه مىفرمايد : « ندعوك حين قنط الأنام ، و منع الغمام ، و هلك السّوام ، ألّا تؤاخذنا بأعمالنا ، و لا تأخذنا بذنوبنا ؛ در اين هنگام كه يأس و نوميدى بر مردم چيره گشته و ابرها از باريدن بازداشته شدهاند و حيوانات
هامش
( 1 ) اعراف ، آيهء 94 .
( 2 ) روم ، آيهء 41 .