تنها مردار ، خون ، گوشت خوك و آنچه را با نام غير خدا سر بريدهاند بر شما حرام كرده است » « 1 » .
و از آن جا كه تلاش براى معاش و حرص و آز براى تحصيل روزى ، يكى از عوامل مهم غفلت و بيگانگى از انجام فرائض الهى و پرداختن به خودسازى و تهذيب نفس است ، امام عليه السّلام در ادامهء اين سخن به نكته دقيقى اشاره كرده مىفرمايد : « ( بدانيد ) خداوند روزى را براى شما تضمين كرده و شما را به انجام ( واجبات ) امر فرموده ، بنا بر اين نبايد نسبت به آنچه براى شما تضمين شده ، در برابر آنچه بر شما واجب شده است كوشاتر باشيد » ( قد تكفّل لكم بالرّزق و أمرتم بالعمل ؛ فلا يكوننّ المضمون لكم طلبه أولى بكم من المفروض عليكم عمله ) « 2 » .
و به عبارت روشنتر دو چيز در برابر ما وجود دارد يكى تحصيل روزى است و ديگرى انجام فرائض الهى . اوّلى را خداوند براى ما تضمين فرموده و دوّمى را بر عهدهء ما گذارده است بنا بر اين تمام همّت ما بايد مصروف دوّمى شود در حالى كه قضيه بر عكس است و بسيارى از مردم تمام تلاش و كوشش و دقت و فكر خود را به صورت حريصانهاى صرف تحصيل معاش مىكنند و وظايف اصلى
هامش
( 1 ) نحل ، آيهء 115 و 114 .
( 2 ) اگر چه جمعى از شارحان نهج البلاغه معتقدند كه « طلبه » در جمله بالا نايب فاعل « المضمون » نيست و نايب فاعل آن « رزق » است كه در جملههاى سابق آمد ولى با كمى دقت روشن مىشود كه اين مطلب هماهنگى دو جمله فوق را ( المضمون لكم . . . المفروض عليكم ) بر هم مىزند و هماهنگى اين دو جمله ايجاب مىكند كه « طلب » و « عمل » هر دو نايب فاعل باشند يكى براى « المضمون » و ديگرى براى « المفروض » بنا بر اين معنى جمله چنين مىشود : « نبايد چيزى كه خداوند طلب ( و تحصيل ) آن را براى شما تضمين كرده از چيزى كه عملش بر شما واجب شده است ، نزد شما برترى داشته باشد » . ( به تعبير ديگر طلب در اين جا به معنى تحصيل و فراهم كردن روزى از ناحيه خداست ) .