انسانى و الهى خود را به دست فراموشى مىسپارند .
سپس در ادامهء اين سخن مىفرمايد : « با اين كه به خدا سوگند ! آن چنان ( در اين موضوع براى مردم ) شك و ترديد حاصل شده و با يقين به هم آميخته كه گويى آنچه تضمين شده ( يعنى تحصيل رزق ) بر شما فرض شده ، و آنچه واجب گرديده ( يعنى انجام اوامر الهى ) از شما برداشته شده است » ( مع أنّه و اللّه لقد اعترض الشّك ، و دخل « 1 » اليقين ، حتّى كأنّ الّذي ضمن لكم قد فرض عليكم ، و كأنّ الّذي قد فرض عليكم قد وضع عنكم ) .
آنچه در عبارت بالا آمده شبيه چيزى است كه مولا امير مؤمنان على عليه السّلام در مقايسهء طلب علم و طلب مال بيان فرموده . در حديثى از آن حضرت مىخوانيم : « ايّها النّاس اعلموا أنّ كمال الدّين طلب العلم و العمل به ، ألا و إنّ طلب العلم أوجب عليكم من طلب المال إنّ المال مقسوم مضمون لكم قد قسّمه عادل بينكم و ضمنه و سيفي لكم و العلم مخزون عند أهله و قد امرتم بطلبه من أهله فاطلبوه ؛ اى مردم ! بدانيد ، كمال دين فراگرفتن دانش و عمل به آن است . آگاه باشيد ! دانش آموختن ، از طلب مال ، بر شما واجبتر است ، چرا كه مال تقسيم و براى شما تضمين شده و خداوند عادل آن را در ميان شما قسمت كرده و ضمانت فرموده و به زودى براى شما وفا مىكند ، ولى علم ، به اهلش سپرده شده و شما مأمور شدهايد ، از اهلش آن را فراگيريد پس لازم است آن را طلب كنيد » « 2 » .
شك نيست كه منظور از عبارات فوق اين نيست كه مردم فعاليتهاى مثبت
هامش
( 1 ) « دخل » از مادّهء « دخل » در اين گونه موارد به معنى فاسد شدن داخل چيزى است و ( دخل بر وزن دغل ) به معنى امور فاسدى است كه در درون انسان داخل مىشود و عقل يا جسم او را آسيب مىرساند و گاه واژهء مدخول ، به افراد ديوانه يا سبك مغز اطلاق مىگردد .
( 2 ) اصول كافى ، جلد 1 ، صفحهء 30 .