امور چهارگانه ندارد . فكر و انديشه براى كسى سودمند است كه معلوماتى دارد و مجهولاتى ؛ و مىخواهد از معلومات به مجهولات پى برد و الهام غريزى ، از آن كسانى است كه حقيقتى از نظر آنها پنهان است و به يارى اين الهام آشكار مىشود .
تجربه و تكرار عمل براى پى بردن به نتيجه كارها ، مربوط به كسى است كه از نتايج بىخبر است و كمك گرفتن از افكار ديگران مخصوص كسانى است كه نارسايى و ناتوانى دارند ؛ ولى آن ذات پاكى كه از همهء اين امور مبرّا است ، چه نيازى به اينها دارد ؟
اين تعبيرات در ضمن مىتواند ، ما بندگان ناآگاه را براى پيدا كردن منابع شناخت و معرفت كمك كند و بدانيم از اين منابع چهارگانه ، مىتوانيم براى حلّ مشكلات كمك بگيريم ، كه سخت در زندگى به همهء آنها نيازمنديم .
سپس امام عليه السّلام به نكتهء ديگرى در همين مورد اشاره كرده ، حاكميّت قوانين آفرينش را بر همهء موجودات قطعى مىشمرد و همه را سر بر فرمانش معرّفى مىكند ؛ مىفرمايد : « به اين ترتيب ، آفرينش موجودات به فرمان او كامل شد ، همه سر بر فرمانش نهادند ، و دعوتش را ( طبق قوانين تكوين ) اجابت كردند ، بى آن كه در برابرش سستى كنند يا در اطاعت امرش درنگ نمايند » . ( فتمّ خلقه بأمره و أذعن لطاعته ، و أجاب إلى دعوته ، لم يعترض دونه ريث « 1 » المبطىء ، و لا أناة « 2 » المتلكّىء « 3 » ) .
اين موضوع ، هم اشارهاى است به قدرت پروردگار و هم نظام متين و دقيق آفرينش ، كه همهء موجودات از قوانين معيّنى پيروى مىكنند و سر بر فرمان آن هستند . نه بر اين قوانين پيشى مىگيرند و نه از آن عقب مىافتند . قرآن مجيد در
هامش
( 1 ) « ريث » به معناى كندى كردن و سستى و كوتاهى نمودن در انجام كارى است .
( 2 ) . « أناة » به معناى وقار آميخته با تفكّر به هنگام انجام كارى است .
( 3 ) « متلكّىء » از مادّهء « لكأ » ( بر وزن هدف ) به معناى توقّف كردن در مكانى است ؛ سپس « متلكّىء » بر كسانى كه در كار يا مسألهاى توقّف مىكنند و روى آن مىانديشند ، اطلاق شده است .