حتّى اشياى متضاد ، با يكديگر همكارى دارند و از جمع ميان ضدّين نتايج عالى برمىخيزند ! اشباه و نظاير به هم مىپيوندند و مجموعهء كاملى را به وجود مىآورند و تنوّع عجيبى كه در ميان موجودات از نظر حدود و اندازهها و غرايز و هيئتها وجود دارد ، مجموعهء بديع و شگفتانگيزى ايجاد كرده ، كه عالىترين دليل بر قدرت خالق و علم بىپايان اوست .
جمعى از « مفسّران نهج البلاغه » « قرائن » را در عبارت فوق به معناى نفوس آدمى گرفتهاند ، كه خداوند آنها را با بدنها كه در ظاهر با هم متضادّند - يكى از عالم مادّه و ديگرى از عالم مجرّدات است - پيوند داده است .
گرچه يكى از معانى « قرينه » ( كه جمع آن قرائن است ) ، در لغت ، « نفس انسانى » شمرده شده ؛ ولى دليلى ندارد كه جملهء فوق را محدود به نفوس انسانى كنيم ؛ بلكه هدف ، بيان جمع ميان اضداد و وصل قرينهها و همگونها در سرتاسر جهان آفرينش است كه وجود انسان يكى از مصاديق آن مىباشد و اصولا اطلاق « قرينه » به نفس انسان ، به خاطر مقرون بودن آن با بدن انسان است .
امام عليه السّلام در پايان اين سخن ، در يك نتيجهگيرى روشن مىفرمايد : « اينها مخلوقات شگفتانگيزى است كه خداوند آفرينش آنها را استوار و توأم با حكمت ساخت و آن سان كه مىخواست ايجاد و ابداع فرمود » . ( بدايا خلائق أحكم صنعها ، و فطرها على ما أراد و ابتدعها ) ! « 1 » .
نكته روشنترين راه خداشناسى
تاكيد امام بر اين نكته كه به كنه ذات خدا نينديشيد ! بلكه در جهان آفرينش و
هامش
( 1 ) جملهء بالا از نظر تركيب نحوى چنين است : « بدايا » خبر است براى مبتداى محذوفى كه « هذه » باشد و اضافهء « بدايا » به « خلائق » از قبيل اضافهء صفت به موصوف است كه در اصل به معناى « خلائق بدايا » است ، « بدايا » جمع « بديئه » به معناى موجود بديع و شگفتانگيز است .