تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 587

مساهمون:

ص٥٨٧
نموده است ! » . ( يفكّر فيم أفنى عمره ، و فيم أذهب دهره ! ) . « به ياد ثروت‌هايى مىافتد كه گردآورى كرده است ؛ در جمع آورى آن چشم بر هم گذارده و از حلال و حرام و مشكوك ( هر چه به دستش آمده ) در اختيار گرفته است ، و گناه جمع آورى آن بر دامان او نشسته و هنگام جدايى از آن فرا رسيده است » . ( و يتذكّر أموالا جمعها ، أغمض « 1 » في مطالبها ، و أخذها من مصرّحاتها و مشتبهاتها ، قد لزمته تبعات جمعها ، و أشرف على فراقها ) . آرى او بيدار مىشود و نخستين كابوسى كه بر وجود او سايه مىافكند كابوس اموال اوست ! اموالى كه به خاطر دلباختگى و دلبستگى به دنيا در فكر حلال و حرام آن نبود ؛ يا با توجيهات نادرست ، اجازهء تملّك آن را به خود داده است . حال كه پرده‌ها كنار مىرود ، مىبيند چه بار سنگينى بر دوش او از حقوق اللّه و حقوق النّاس قرار گرفته و از همه بدتر اينكه راهى براى نجات از آن نيست . زبان گويايى براى بيان اين مشكل ندارد و به فرض كه بيان كند ، گوش شنوايى وجود ندارد ! چه اينكه غالبا اطرافيان و وارثان نيز به همين درد گرفتارند و اگر چيزى بگويد ، مىگويند : « هذيان مىگويد و عقل و هوش خود را از دست داده است ! » تا به راحتى بتوانند اموال او را تصاحب كنند . بدبختى واقعى اينجاست كه زحمت گردآورى آن اموال و تبعات و مسئوليّت‌هاى الهى همه بر دوش او سنگينى مىكند ، ولى او ناچار است از همه چشم بپوشد و ديگران از آن بهره‌گيرند . لذا در ادامهء اين سخن مىفرمايد : « اين اموال براى بازماندگان او به جاى مىماند و از آن بهره مىگيرند و متنّعم مىشوند . لذّت و آسايش آن براى ديگران است و سنگينى گناهانش بر دوش او ! و او گروگان اين اموال است ! » ( تبقى لمن وراءه
هامش
( 1 ) « أغمض » از مادّهء « غمض » ( بر وزن نبض ) در اصل به معناى قرار گرفتن پلك‌هاى چشم بر روى يكديگر است . سپس به هر گونه تساهل و تغافل و چشم پوشى اطلاق شده است .