سپس چنگال مرگ در او بيشتر فرو مىرود ! چشمش نيز همانند گوشش از كار مىافتد و روح او از بدنش براى هميشه خارج مىشود . در اين هنگام ، به صورت مردارى در ميان خانوادهاش قرار مىگيرد ، كه از نشستن نزد او وحشت مىكنند و از او فاصله مىگيرند .
( فرياد سوگواران بر مىخيزد ، ) ولى نمىتواند سوگوارانش را يارى دهد و نه به كسى كه او را صدا مىزند ، پاسخ گويد . سرانجام او را به سوى گودالى در درون زمين حمل مىكنند ؛ او را به دست عملش مىسپارند و براى هميشه از ديدارش چشم مىپوشند !
شرح و تفسير مراحل تكان دهندهء مرگ
آنچه در اين فراز از خطبه مىبينيد شرح بسيار گويا و تكان دهندهاى است براى آنچه امام عليه السّلام در آخرين جملهء فراز گذشته - كه مربوط به سكرات موت بود - بيان فرموده است .
نخست مىفرمايد : « سكرات و شدايد مرگ و حسرت از دست دادن همه چيز ، بر آنها هجوم آورده است » . ( اجتمعت عليهم سكرة الموت و حسرة الفوت ) .
در واقع دو هجوم سنگين در آستانهء مرگ به انسان مىشود ؛ نخست : هجوم سكرات موت است ، و آن حالتى است شبيه به گيجى مستى كه بر اثر فرا رسيدن مرگ ، به انسان دست مىدهد و گاه بر عقل او چيره مىشود و او را در اضطراب و ناآرامى فوق العادهاى فرو مىبرد .
و ديگر : حسرت از دست دادن تمام چيزهايى است كه در يك عمر طولانى براى گردآورى آنها زحمت كشيده و رنجها تحمّل نموده است . امورى كه سخت به آن