« رَيْبَ الْمَنُونِ »
« 1 » روشن است قرار گرفتن در مكانى محدود ، همچون صلب پدران و سپس رحم مادران و آفريده شدن از قطره آبى به ظاهر پست و بىمقدار ، نقصانهايى است كه دامن انسانها را گرفته است ؛ در حالى كه فرشتگان نه ازدواجى دارند و نه تولّدى همچون انسانها .
اضافه بر اين ، آنها نه مرگ و مير دارند و نه تغيير و دگرگونى بر اثر گذشت زمان ، نه بيمارى دامان آنها را مىگيرد و نه پيرى و فرسودگى .
وجود اين امتيازات در فرشتگان ، گرچه نشانهء شرافت خلقت آنهاست و انسانها از اين نظر بىشكّ نسبت به آنها در مقام پايينترى قرار مىگيرند ؛ ولى آنچه سبب عظمت انسان و برترى او بر فرشتگان مىشود ، همان روح الهى است كه در جملهء
« وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي »
« 2 » به آن اشاره شده است و همين امر سبب سجدهء تمام آنها در برابر آفرينش آدم شد .
بيان اين اوصاف كه همهء آنها نشانهء عظمت فرشتگان است ، در واقع مقدّمهاى است براى آنچه امام عليه السّلام در جملههاى بعد فرموده است . مىگويد : « ولى آنها با اين مقام قرب كه نسبت به تو دارند و منزلتى كه نزد تو يافتهاند و عشق و علاقهاى كه تنها به تو دارند ، و طاعتهاى فراوانى كه براى تو انجام مىدهند و از فرمان تو كمتر غفلت مىكنند - با اين همه - اگر كنه و واقع آنچه را از عظمت تو بر آنها پوشيده است ، مشاهده مىكردند ، اعمال خويش را حقير مىشمردند و بر خود عيب مىگرفتند ( و آن را شايستهء مقام تو نمىدانستند ) و به خوبى مىفهميدند كه حقّ عبادت تو را هرگز انجام ندادهاند و آن گونه كه سزاوار مقام توست ، اطاعتت ننمودهاند ! » . ( و إنّهم على مكانهم منك ، و منزلتهم عندك ، و استجماع أهوائهم فيك ،
هامش
( 1 ) « ريب » به معناى هر گونه شكّ و ترديدى است كه سرانجام پرده از روى آن برداشته مىشود و « منون » به معناى حوادث روزگار يا مرگ است . بنابر اين ، « ريب المنون » به معناى حوادث و مرگ و ميرهايى است كه گذشت زمان آن را آشكار خواهد ساخت .
( 2 ) سورهء حجر ، آيهء 29 .