بخش دوّم
و منها : من ملائكة أسكنتهم سماواتك ، و رفعتهم عن أرضك ؛ هم أعلم خلقك بك ، و أخوفهم لك ، و أقربهم منك ؛ لم يسكنوا الأصلاب ، و لم يضمّنوا الأرحام ، و لم يخلقوا
« مِنْ ماءٍ مَهِينٍ »
و لم يتشعّبهم
« رَيْبَ الْمَنُونِ »
؛ و إنّهم على مكانهم منك ، و منزلتهم عندك ، و استجماع أهوائهم فيك و كثرة طاعتهم لك ، و قلّة غفلتهم عن أمرك ، لو عاينوا كنه ما خفي عليهم منك لحقّروا أعمالهم ، و لزروا على أنفسهم ، و لعرفوا أنّهم لم يعبدوك حقّ عبادتك ، و لم يطيعوك حقّ طاعتك .
ترجمه
از جملهء مخلوقات تو فرشتگانى هستند كه آنها را در آسمانهاى خود سكونت بخشيدى و از زمينت بالا بردى . آنها از همهء آفريدههاى تو نسبت به تو آگاهترند ، و پيش از همه ، از تو خائفند ، و از همه به تو نزديكتر . آنها هرگز در صلب پدران قرار نداشته و رحم مادران آنها را در بر نگرفته ، از آبى پست ، آفريده نشده ، و حوادث زمان و مرگ و ميرها آنها را از يكديگر جدا نساخته است ؛ ولى آنان با اين مقام قرب كه نسبت به ساحت مقدّست دارند و منزلتى كه نزد تو يافتهاند و عشق و علاقهاى كه تنها به تو دارند و طاعات فراوانى كه براى تو انجام مىدهند و از فرمان تو كمتر غفلت مىكنند ، با اين همه ، هرگاه آنچه را از عظمت تو بر آنها پوشيده است مشاهده مىكردند ، اعمال خويش را حقير مىشمردند و بر خود عيب مىگرفتند ( و آن را