شرح و تفسير جبّاران بنى اميّه همه چيز را درهم مىكوبند
جمعى از شارحان نهج البلاغه اين بخش از خطبه را جدا از بخشهاى سابق دانستهاند و معتقدند در ميان اين دو ، مطالب ديگرى بوده است كه مرحوم « سيّد رضى » طبق روشى كه دارد - كه از هر خطبه قسمتهايى را كه برجستگى بيشترى ، مخصوصا از نظر فصاحت و بلاغت دارد ، بر مىگزيند و بقيّه را حذف مىكند - قسمتهاى ميانى اين دو بخش را انداخته است و لذا اين دسته از شارحان اين بخش را اشاره به حوادث و فتنههاى آخر الزّمان مىدانند .
در حالى كه بعضى ديگر ، مانند « ابن ميثم بحرانى » معتقد به ارتباط ميان اين بخش و بخشهاى سابق هستند و آن را اشاره به گمراهان بنى اميّه و حكّام ظالم و جائر و بىدين آنها مىدانند و اين احتمال نزديكتر به نظر مىرسد . زيرا مرحوم « سيّد رضى » به هنگام گزينش بخشهاى مختلف يك خطبه ، معمولا با كلمهء « و منها » آنها را از هم جدا مىكند ؛ همان گونه كه در قسمتهاى نخستين همين خطبه مشاهده مىكنيم كه در دو مورد بخشها را با تعبير « و منها » جدا كرده است .
به هر حال ، مىفرمايد : « ( گويا مىبينم : ) پرچم گمراهى بر جايگاه خود نصب و محكم شده ، و طرفداران آن ، همه جا پراكنده گشتهاند » . ( راية ضلال قد قامت على قطبها ، و تفرّقت بشعبها ) .
با اينكه خبر از حوادث آينده است تا مردم خود را براى آن آماده كنند و ضايعات و زيانهايش به حداقل برسد ، ولى با اين حال ، آن را به صورت فعل ماضى بيان فرموده ؛ اشاره به اينكه اين برنامه حتما واقع خواهد شد ! همانطور كه در تعبير معروف ادبا آمده است كه مضارع متحقّق الوقوع ، به منزلهء ماضى است .
تعبير به « قد قامت على قطبها » اشاره به اين است كه اين پرچم ضلالت كه از سوى