و معطّرى دارد كه دست و لباس كسى كه آن را مىخورد ، آغشته به عطر آن مىشود . « 1 » آرى ، دنيا پرستان اموال حرام را همچون ميوهء شيرين سدر بىخار مىبلعند و اعتنا به اوامر و نواهى پروردگار ندارند و در چنين فضايى حرام همه جا را پر مىكند و حلال از دسترس مردم بيرون مىرود .
سپس مىافزايد : « به خدا سوگند ! دنيايى كه شما با آن رو به رو هستيد ، همچون سايهاى است گسترده تا سرآمدى معيّن ؛ امروز زمين براى شما آزاد و بىمانع و دستهايتان باز است ، در حالى كه دست رهبران ( واقعى و الهى ) نسبت به شما بسته است ! شمشيرهاى شما بر آنان مسلّط ، و شمشيرهاى آنان از شما باز گرفته شده است ! » . ( و صادفتموها ، و اللّه ، ظلّا ممدودا إلى أجل معدود ، فالأرض لكم شاغرة « 2 » ، و أيديكم فيها مبسوطة ؛ و أيدي القادة عنكم مكفوفة ، و سيوفكم عليهم مسلّطة ، و سيوفهم عنكم مقبوضة ) .
اين تعبيرات به خوبى نشان مىدهد كه در اين بخش از خطبه ، روى سخن به گروهى از مؤمنان ، از بازماندگان صحابه و تابعين است ؛ كه آنها به هنگام وزش تندبادهاى آزمايش الهى ، نتوانستند خود را حفظ كنند و همراه تندباد به هر سو حركت كردند .
دنيا آنها را به خود مشغول داشت و فريفتهء زرق و برق خود نمود . اين در حالى بود كه حتّى براى امام عليه السّلام در دوران حكومتش امكان باز داشتن آنها نبود ؛ چرا كه در عصر عثمان چنان غرق در زخارف دنيا شدند ، كه نجات آنها به آسانى ممكن نبود .
سپس آنها را به شدّت تهديد مىكند كه بدانند اوضاع چنين نمىماند و حساب و كتابى در كار است . مىفرمايد : « آگاه باشيد ! هر خونى خونخواهى دارد و هر حقّى
هامش
( 1 ) لسان العرب ، مادّهء « سدر » .
( 2 ) « شاغره » از مادّهء « شغور » به معناى خالى شدن و آزاد و بىمانع گشتن است .