صاحب و طالبى ، و انتقام گيرندهء خونهاى ما مانند كسى است كه داور خويش است ( كه چيزى را فروگذار نخواهد كرد ، ) و او خداوندى است كه از گرفتن كسى ناتوان نگردد و هيچ كس از پنجهء عدالتش نگريزد ! » . ( ألا و إنّ لكلّ دم ثائرا « 1 » ، و لكلّ حقّ طالبا ، و إنّ الثّائر في دمائنا كالحاكم في حقّ نفسه ، و هو اللّه الّذي لا يعجزه من طلب ، و لا يفوته من هرب ) .
اشاره به اينكه ، اگر عذاب و انتقام الهى در برابر اين خلاف كارىهاى ظاهر و آشكار ، به تأخير افتد ، بدين معنا نيست كه اين اعمال به فراموشى سپرده شده است و يا كسى را توان و ياراى فرار از چنگال عدل الهى است .
جملهء « إنّ الثّائر في دمائنا . . . » ( با توجه به اينكه « ثائر » از مادّهء « ثار » كه به معناى خونبها ، يا خونخواهى است ، گرفته شده ) اشاره به اين است كه خونهايى كه به ناحق از ما خاندان پيامبر ريخته مىشود ، خون خواهش خداست ؛ چرا كه در راه او و براى او ريخته شده و جنبهء شخصى و قبيلهاى ندارد و به يقين چنين خونخواهى ، در كار خود عاجز نمىماند .
در پايان اين بخش روى سخن را به بنى اميّه كرده و با تعبيرات پر معنايى به آنها هشدار مىدهد . مىفرمايد :
« اى بنى اميّه ! به خدا سوگند ! به زودى اين خلافت را در دست ديگران و در خانهء دشمنان خود خواهيد ديد » . ( فأقسم باللّه ، يا بني أميّة ، عمّا قليل لتعرفنّها في أيدي غيركم و في دار عدوّكم ! ) .
مبادا گمان كنيد اگر خونهاى بىگناهان را ريختيد و بر صغير و كبير رحم
هامش
( 1 ) « ثائر » از مادّهء « ثأر » ( بر وزن قعر ) ( كه همزهء آن تبديل به الف شده و « ثار » ( بر وزن غار ) خوانده مىشود . ) در اصل به معناى خوانخواهى و خونبهاست و گاهى به معناى خون گفته شده كه آن هم كنايه از همين است و تعبير به « ثار اللّه » كه دربارهء امام حسين و امير مؤمنان آمده است : ( يا ثار اللّه و ابن ثاره . ) اشاره به اين است كه خونبها و خونخواهى آن دو بزرگوار ، تعلّق به خانواده ، يا قبيلهاى ندارد ؛ بلكه تعلّق به خدا دارد و مربوط به تمام جهان انسانيّت است .