در حديث ديگرى مىخوانيم كه على عليه السّلام « جابر بن عبد اللّه » را ديد كه آه مىكشد ! فرمود : « يا جابر ! على م تنفسّك ؟ ! أعلى الدّنيا ؟ ؛ براى چه آه كشيدى ؟ بر دنيا ؟ » جابر عرض كرد : « آرى ! » در اينجا امام عليه السّلام تحليل جالبى دربارهء لذّتهاى دنيا بيان فرموده كه لذّاتش يا در خوردنى است ، يا نوشيدنى ، يا لباس فاخر ، يا لذّت جنسى ، يا مركب ، يا بوى خوش ، يا نغمهها .
سپس در تشريح آنها فرمود : « بهترين غذاها عسل است و آن چيزى جز ( شيرهء گلهاى آميخته با ) آب دهان مگسى نيست و شيرينترين نوشيدنىها آب است كه چيزى است كم ارزش كه بر سطح زمين جارى است و برترين لباسها حرير است كه از لعاب كرمى تهيّه مىشود و بهترين لذّات جنسى در زنان است و آن هم در محلّى از بدن او كه آلودهترين محلهاست و بهترين مركبها اسب است كه در بسيارى از موارد قاتل انسان است و بهترين بوى خوش ، مشك است كه از خون ناف حيوانى ( آهوى ختن ) گرفته مىشود جالبترين نغمهها ، نغمهء غناست كه انسان را به گناه مىكشاند .
اى جابر ! چيزى كه بهترين لذّاتش چنين است ، از دست رفتنش جاى تأسف نيست . » جابر مىگويد : « بعد از شنيدن اين سخن ، هرگز زرق و برق دنيا به فكر من خطور نكرد ! » « 1 »
هامش
( 1 ) بحار الانوار ، جلد 75 ، صفحهء 11 .