تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
هشدار مىدهد كه كنه صفات خدا - همچون كنه ذات خدا - براى هيچ انسانى شناخته شده نيست ؛ چرا كه او و صفاتش نامحدود است و ما هر كس باشيم و در هر حدّى از علم ، محدوديم و محدود به كنه و حقيقت ذات و صفات نامحدود نمىرسد . بنابر اين ، تنها راه اين است كه در اين گونه موارد به معرفت اجمالى قناعت شود ؛ يعنى از آثار خدا - كه در سراسر جهان آفرينش وجود دارد - مىشود پى به اصل وجود او ببريم ، بىآنكه ادّعاى معرفت كنه ذات كنيم و از نظام عجيب و شگفت‌آورى كه بر جهان آفرينش و موجودات متنوّع آن حاكم است ، اجمالا پى به علم و قدرت و ساير صفات او ببريم ، بىآنكه كنه علم و قدرت و صفات او را دريابيم . خوب است در اينجا مثالى از جهان مخلوقات بزنيم ؛ ما وجود ذات و صفات بسيارى از موجودات جهان آفرينش را مىدانيم ، در حالى كه كنه و حقيقت آن را نمىدانيم ؛ مىدانيم زمان و مكان وجود دارد و هميشه در آن زندگى مىكنيم ، امّا حقيقت زمان و مكان چيست ؟ مطلبى است كه فلاسفهء بزرگ از درك آن حيران مانده‌اند و نظرات متفاوتى ابداع كرده‌اند ؛ ما مىدانيم نيروى جاذبه وجود دارد و آثار آن را مىبينيم ، امّا هيچ كس نمىداند حقيقت جاذبه چيست ؟ آيا امواج مخصوصى است ؟ يا پديدهء مجهول ديگرى است كه از فاصله‌هاى دور اثر مىكند ؟ از اين روشن‌تر : ما همه چيز را با عقلمان درك مىكنيم ؛ امّا حقيقت عقل چيست ؟ پاسخ روشنى ندارد ! جايى كه در عالم ممكنات و پديده‌هاى عالم آفرينش ، ما به علم اجمالى قناعت مىكنيم و در بسيارى از موارد علم تفصيلى نداريم ، چه جاى تعجّب كه ذات و صفات خداوند واجب الوجود را اجمالا بشناسيم ، ولى تفصيلا ندانيم . روشن است اصرار بر درك كنه ذات و صفات و تعمّق در آن ، يا حيرت انسان را بيشتر مىكند و يا به گمراهى و افتادن در پرتگاه تشبيه ( تشبيه به مخلوقات ) مىكشاند و منظور امام عليه السّلام از جملهء « فتكون من الهالكين » همين هلاكت معنوى است .