زيرا از يك سو ، صفات خدا ، مانند ذاتش نامحدود است و افكار انسانها همواره محدود است و از سوى ديگر ، آشنايى انسانها و سر و كارشان هميشه با مخلوقات است و هنگامى كه به سراغ صفات خدا مىروند خطر سقوط در پرتگاه تشبيه - تشبيه او به مخلوقات و صفات آنها - وجود دارد و به همين دليل بسيارى از كسانى كه اين اصل اساسى ( رجوع به قرآن و وحى و كلمات معصومين عليهم السّلام ) را فراموش كردهاند ، غالبا گرفتار انحرافات سختى شده و براى خدا صفات مخلوقين قائل شدهاند .
و از سوى ديگر ، همان گونه كه قرآن مىگويد : « هيچ چيز همانند خدا نيست »
« لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ »
« 1 » و همان گونه كه در جاى ديگر فرموده : « انسانها احاطه علمى به او پيدا نمىكنند »
و لا يحيطون به علما
« 2 » با اين حال ، چه كسى مىتواند جرأت كند كه با اين فكر قاصر بشرى ، به سراغ معرفت كنه ذات و صفات او برود ، جز اين كه به معرفت اجمالى قناعت نمايد و آن را هم از مبدء وحى و عصمت بگيرد ، كه خطايى در آن راه ندارد . خداوند خودش بايد خود را معرّفى كند و اولياء اللّه - كه به مبدأ وحى ارتباط دارند - بايد پرده از راز صفات او بردارند ؛ آن هم به آن مقدار كه استعداد بشر توان آن را دارد .
در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه آيا صفات خدا توقيفى است ؟ يعنى بيان وصفى براى او ، تنها در صورتى جايز است كه در كتاب و سنّت وارد شده باشد ؟
در پاسخ مىگوييم : آرى ! اين عقيدهء بسيارى از محقّقان و بزرگان علما است كه در بحث صفات خدا بايد با احتياط گام برداشت و تنها در پرتو نور افكنهاى وحى و سخنان معصومين عليهم السّلام پيش رفت .
به تعبير ديگر : راه معرفت صفات خدا از گذرگاه مستقيمى عبور مىكند كه در دو
هامش
( 1 ) سورهء شورى ، آيهء 11 .
( 2 ) سورهء طه ، آيهء 110 .