پيشواى پرهيزكاران ، و سبب بينايى هدايت جويان است » ( فهو إمام من اتّقى و بصيرة من اهتدى ) .
« چراغى است كه نورش درخشان ، و شهابى است پر فروغ ، و آتش زنهاى است كه برقش آشكار است » . ( سراج لمع ضوؤه ، و شهاب سطع نوره ، و زند « 1 » برق لمعه ) .
« راه و رسم او معتدل ، سنّت و روش او صحيح و متين ، سخنش روشنگر حق از باطل ، و حكمش عادلانه است ! » . ( سيرته القصد ، و سنّته الرّشد ، و كلامه الفصل ، و حكمه العدل ) .
تعبير « إمام من التّقى . . . » شبيه
« هُدىً لِلْمُتَّقِينَ »
دربارهء قرآن در آيهء دوم سوره بقره است و منظور اين است كه تنها كسانى مىتوانند از اين چراغ پر فروغ هدايت و پيشواى بزرگ و بىنظير بهره بگيرند كه چشمى بينا و روحى حقّ طلب و حقيقتجو ، داشته باشند .
به تعبير ديگر : حداقّل تقوا ، يعنى آمادگى براى پذيرش حق در وجود آنها باشد ؛ لذا جاى تعجّب نيست كه افراد لجوج ، متعصّب ، كينهتوز و كور باطن از وجود او بهره نبرند ؛ همان گونه كه نابينا از نور آفتاب عالم تاب بهرهاى نمىبرد .
تعبير به « سراج » و « شهاب » و « زند » ، ممكن است تأكيد بر مطلب واحدى باشد كه همان نورانيّت وجود پيامبر اكرم و سخنان و افعال و افكار اوست و احتمال دارد كه « سراج » اشاره به جنبهء هدايت و « شهاب » اشاره به دفع شياطين و مخالفان حق باشد ( با توجّه به آياتى از قرآن كه « شهاب » را تيرى براى طرد شياطين شمرده ) « 2 » و « زند » ( آتش زنه ، يا چيزى كه آتش با آن مىافروزد ) اشاره به اين باشد كه وجود پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله جرقّههاى نخستين را در افرادى كه قابليّت دارند ، مىزند و آنها را در مسير تكامل به راه مىاندازد .
هامش
( 1 ) « زند » به معناى چيزى است كه با آن آتش مىافروزند ؛ مانند كبريت و سنگ چخماق ، يا وسايل ديگرى كه در قديم با آن آتش مىافروختند .
( 2 ) سورهء حجر ، آيات 17 - 18 .