وجود مىآورند ؛ فتنهها نيز بيشتر از اختلافات بر مىخيزد ؛ آنگاه كه دو جناح ، بىفكر و بىمطالعه ، بىرحمانه به جان هم مىافتند ، فضاى جامعه را تيره و تار مىسازند ، نتيجهاش آن است كه گردبادهاى حوادث و ناامنى ، همه چيز را از بيخ و بن مىكند و نابود مىسازد ! به همين دليل ، در برابر حوادث اجتماعى بايد خوش بينىها را تا حدّى كنار گذاشت و دربارهء كسانى كه روى صحنه و پشت صحنه هستند ، دقّت كرد و سوابق آنها را بررسى نمود و اگر فتنهاى در كار است ، مردم را با خبر ساخت و اين وظيفهء انديشمندان هر جامعه است .
جنگهايى كه در دوران حكومت امير مؤمنان على عليه السّلام به وقوع پيوست ، هر كدام نمونهء بارزى از فتنه بود ؛ در « جنگ جمل » ، « عايشه » همسر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را بر شتر سوار كردند و دو نفر از صحابهء پيامبر - كه سوابق نسبتا خوبى در اسلام داشتند - بر اثر هوا و هوس و وسوسههاى شيطان آتش فتنه را بر افروختند و نخستين بانگ اختلاف را در امّت اسلامى سر دادند ؛ در اين ميان ، نزديك به بيست هزار نفر از مسلمانان در اين آتش فتنه سوختند و خانههاى زيادى ويران شد . تا آن كه با تدبير امير مؤمنان على عليه السّلام آتش فتنه خاموش گشت .
فتنهء « شاميان » و « جنگ صفّين » و ادّعاى واهى خونخواهى عثمان و بر سر نيزه كردن قرآنها نمونهء ديگرى از اين فتنهها بود و هنوز شعلهء آن خاموش نشده بود ، فتنهء سومى از آن برخاست ! گروهى از متنسّكان جاهل و متعبّدان بىفكر ، زير پوشش « حكم فقط حكم خداست » « 1 » آتش جنگ نهروان را بر افروختند .
دقّت در اين نمونههاى عينى ، مىتواند تمام ويژگيهاى فتنه را كه امام عليه السّلام در اين خطبه بيان كرده ، عملا به انسان بياموزد .
هامش
( 1 ) لا حكم إلّا للّه .