سوگند ! بعد از من بنى اميّه را براى خود زمامداران بدى خواهيد يافت ؛ آنها همچون شتر شرور و بد خويى هستند كه صاحب خود را گاز مىگيرد ؛ با دست خود ، بر سر او مىكوبد ؛ و با پا او را دور مىسازد ؛ و از دوشيدن شيرش او را منع مىكند » . ( و ايم اللّه « 1 » لتجدنّ بني أميّة لكم أرباب سوء بعدي كالنّاب « 2 » الضّروس : « 3 » تعذم « 4 » بفيها ، و تخبط « 5 » بيدها ، و تزين « 6 » برجلها ، و تمنع درّها ، « 7 » ) .
چه تشبيه جالبى ! انسان انتظار دارد از شير شترش استفاده كند و بر او سوار شود و به مقصد برسد ؛ همان گونه انسان انتظار دارد حكومت به او كمك كند و مشكلاتش را حل نمايد و در مسير پيشرفتهاى فردى و اجتماعى يار و ياورش باشد ؛ ولى حكّام ظالم ، بىرحم و بىمنطق - كه جز به منافع زودگذر خود و اشباع هوسهاى خويش نمىانديشند - نه تنها مشكلى را از جامعه حل نمىكنند ، بلكه مردم را گرفتار سختترين مشكلات ساخته ، از هر سو ضربهء تازهاى بر آنان وارد مىسازند .
چقدر اين پيشگويى صحيح بود و على عليه السّلام با قلب پاكش تمام حوادث آينده را مىديد كه اين گروه بىرحم و درنده خو ، چه بلايى بر سر اسلام و مسلمين مىآورند .
در ويژگى سوم مىفرمايد : « آنها به اين وضع ادامه مىدهند ( و همواره با شما به
هامش
( 1 ) « أيم » به اعتقاد بعضى از ادبا در اصل « أيمن » جمع « يمين » بوده ، كه نون آن ساقط شده و هنگامى كه گفته شود « و أيم اللّه » يعنى : من به خدا سوگندها مىخورم ( ابن ابى الحديد در تفسير اين كلمه بحث مشروحى دارد كه علاقهمندان مىتوانند به جلد 7 ، صفحهء 54 ، مراجعه كنند ) .
( 2 ) « ألنّاب » به معناى شتر مادهء پير است .
( 3 ) « ضروس » به معناى حيوان كج خلقى است كه گاز مىگيرد و در اصل از مادّهء « ضرس » ( بر وزن حرص ) به معناى دندان آسيا است .
( 4 ) « تعذم » از مادّهء « عذم » ( بر وزن جزم ) به معناى خوردن چيزى با فشار حريصانه است كه لازمهء آن گاز گرفتن است .
( 5 ) « تخبط » از مادّهء « خبط » ( بر وزن ضبط ) به معناى زدن و كوبيدن با دست است .
( 6 ) « تزبن » از مادّهء « زبن » ( بر وزن دفن ) به معناى دور كردن و لگد زدن است .
( 7 ) « درّ » به معناى ريزش شير فراوان است ؛ سپس به هر خير و بركتى اطلاق شده است .