مىآورند و هنگامى كه پشت مىكنند ( مردم را از ماهيّت خود ) آگاه مىسازند » . ( إنّ الفتن إذا أقبلت شبّهت ، و إذا أدبرت نبّهت ) .
در واقع ، به هنگام روى كرد ، اغفال كننده است و به هنگام پشت كردن ، بيدار كننده .
سپس به نكتهاى كه در حقيقت علّت اين موضوع است اشاره كرده ، مىفرمايد :
« آنها در حال روى آوردن ناشناختهاند و به هنگام پشت كردن شناخته مىشوند » .
( ينكرن مقبلات ، و يعرفن مدبرات ) .
اين ، يك نكتهء بسيار مهمّ اجتماعى و سياسى است ، كه فتنهگران و سود جويان تبهكار ، ماهيّت خود را در چهرهء ساختگى حق به جانب ، پنهان مىدارند تا مردم را به دنبال خود بكشند ؛ ولى هنگامى بر مركب مراد سوار شدند ، چهرهء واقعى خود را نشان مىدهند و همين امر ، تدريجا سبب نابودى آنها مىشود . اين قانون و قاعدهاى است براى تمام اعصار و قرون ؛ به همين دليل طرفداران حق بايد هميشه با دقّت و هشيارى به حوادث نگاه كنند ، مبادا فريب چهرههاى حق به جانب دروغين را بخورند و غافلگير شوند . هر گونه سطحى نگرى و حسن ظنّ بىدليل در اين گونه موارد ، جز زيان و خسران به بار نمىآورد .
در ادامهء اين سخن به اين نكته اشاره مىفرمايد كه فتنهها هميشه فراگير نيستند ؛ بلكه « مانند گردبادها به بعضى از شهرها اصابت مىكنند و از كنار بعضى مىگذرند ! » ( يحمن « 1 » حوم الرّياح ، يصبن بلدا و يخطئن بلدا ) .
زيرا زمينههاى ظهور و بروز فتنهها در همهء شهرها يكسان نيست ؛ بلكه عوامل متعدّد و پيچيدهاى دارد كه در جايى هست و در جايى ديگر نيست .
بنابر اين ، اگر آثارى از فتنه در شهرهايى ديده نشد ، نبايد فريب خورد ؛ اى بسا
هامش
( 1 ) « يحمن » از مادّهء « حوم » ( بر وزن قوم ) به معناى چرخيدن است .