خارج شدن عايشه براى جنگ با على عليه السّلام ( در واقعهء جمل ) به اذن پيامبر بود ، يا بدون آن ! » ( اشاره به اينكه پيامبر اكرم از قبل پيش بينى كرده بود و او را نهى فرمود . ) ابن جوزى خاموش ماند و قدرت بر پاسخ نداشت . « 1 » شبيه اين واقعه دربارهء بعضى ديگر نقل شده است .
سپس امام عليه السّلام بعد از ذكر اين مقدّمه چنين مىفرمايد : « سوگند به كسى كه جانم در دست قدرت اوست ! از هيچ حادثهاى كه از امروز تا دامنهء قيامت واقع مىشود از من سؤال نمىكنيد ( مگر اين كه پاسخ آن را آماده دارم ) و همچنين دربارهء هيچ گروهى كه حتّى يك صد نفر را هدايت يا گمراه مىكنند پرسش نمىكنيد ، مگر اينكه از دعوت كننده و رهبر و كسى كه آنها را به پيش مىراند و از جايگاه خيمه و خرگاه و محلّ اجتماع آنها و كسانى كه از آنها كشته مىشوند ، يا به مرگ طبيعى مىميرند ، ( از همهء اينها ) شما را آگاه مىسازم . » ( فو الّذي نفسي بيده ! لا تسألوني عن شيء فيما بينكم و بين السّاعة ، و لا عن فئة تهدي مئة و تضلّ مئة إلّا أنبأتكم بناعقها ، « 2 » و قائدها و سائقها ، و مناخ « 3 » ركابها ، و محطّ رحالها ، و من يقتل من أهلها قتلا ، و من يموت منهم موتا ) .
بسيارند كسانى كه ممكن است مسائلى را به صورت مبهم و كلّى در آيندهاى نزديك پيش بينى كنند و اين كارى است كه سياستمداران ، در مسايل مربوط به اطراف عصر خود ، هميشه دارند و ممكن است گاهى صحيح و گاهى اشتباه از آب درآيد ؛ ولى پيش بينى دقيق جزئيّات با تمام مشخصّات ، آن هم در زمانهاى بسيار
هامش
( 1 ) منهاج البراعه ، جلد 7 ، صفحهء 74 .
( 2 ) « ناعق » از مادّهء « نعق » ( بر وزن ضرب ) به معناى فرياد زدن بر حيوانات به منظور حركت دادن آنها است .
به كار بردن اين تعبير در مورد انسانها ، در جايى است كه افرادى ناآگاه ، با تحريك افراد فاسد و مفسد به حركت درمىآيند .
( 3 ) « مناخ » از مادّهء « نوخه » به معناى اقامت گرفته شده و « مناخ » به جايى گفته مىشود كه شتر را در آنجا مىخوبانند و سپس به عنوان كنايه ، به معناى وسيعترى ، يعنى محلّ اقامت ، به كار رفته است .