تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
عليها أحد غيرى بعد أن ماج غيهبها ، « 1 » و اشتدّ كلبها « 2 » ) . در اين كه منظور از فتنه در اين عبارت كدام فتنه است ؟ جمعى از « شارحان نهج البلاغه » آن را اشاره به فتنهء جنگ جمل دانسته‌اند ؛ چرا كه افراد ساده لوح و حتّى آنها كه در درجهء متوسّطى از علم و ايمان بودند ، در آن حيران شده بودند كه آيا مىشود با گروهى كه ظاهرا مسلمانند - و به اصطلاح - اهل قبله‌اند ، جنگيد ؟ ! گروهى كه بعضى از صحابهء معروف و مشهور مانند « طلحه » و « زبير » در ميان آنهاست و گروهى كه همسر رسول خدا « عايشه » زمامدار آن است ؛ هر چند اين جنگ و پيكار ، بعد از اتمام حجّت فراوان و عدم تسليم در برابر حق بوده باشد . وانگهى ، بعد از غلبه بر آنها ، آيا مىتوان اموال آنها را به غنيمت گرفت ؟ با اسيرانشان بايد چه كرد ؟ ولى امام كه مىدانست اگر اين پيمان شكنى و شقّ عصاى مسلمين ادامه يابد ، فتنه و آشوب سراسر كشور اسلام را خواهد گرفت و شايد چيزى از اسلام و ميراث پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله باقى نماند ؛ نخست به اتمام حجّت برخاست و با ملاقات‌ها و گفتگوهاى پى در پى آنها را از عواقب اين امر بر حذر داشت و چون نپذيرفتند چاره‌اى جز توسّل به زور نبود ؛ به همين دليل ، با قاطعيّت و بدون هيچ گونه شك و ترديد ، بر آنها تاخت و آتش جنگ جمل را خاموش نمود . بعضى ديگر ، فتنهء « خوارج » در « نهروان » را نيز در مفهوم جملهء بالا وارد دانسته‌اند ؛ چرا كه « خوارج » على رغم آلودگى و انحراف باطنى و حماقتشان ، ظاهرى
هامش
( 1 ) « غيهب » از مادّهء « غهب » ( بر وزن وهب ) به معناى ظلمت و سياهى شديد است كه در مورد شب‌هاى كاملا ظلمانى و گاه در مورد حيواناتى كاملا سياه به كار مىرود . ريشهء اين لغت به معناى غفلت و نسيان آمده است ، كه تناسب زيادى با تاريكى دارد . ( 2 ) « كلب » ( بر وزن طلب ) از مادّهء « كلب » ( بر وزن قلب ) در اصل به معناى زدن اسب با مهميز است ( شيء نوك تيزى كه در كنار چكمه قرار داشته و سواركاران ، براى دواندن اسب‌ها از آن استفاده مىكردند و آن را به شكم اسب مىزدند . ) به همين تناسب ، در مورد حوادث سخت و جنگ‌هاى طاقت فرسا و بيمارى هارى سگ ، و حمله‌ور شدن حيوانات درنده ، به كار رفته است .