دور ، براى هيچ كس ممكن نيست ، جز آنها كه با سرچشمهء وحى ارتباطى دارند و از علم بىپايان پروردگار ، مدد مىگيرند و جالب اين است كه امام عليه السّلام در جملههاى بالا از يك سو ، تأكيد بر اين دارد كه من تمام حوادث آينده را تا دامنهء قيامت مىتوانم براى شما پيش گويى كنم و از سوى ديگر اشاره به تمام جزئيّات آنها مىكند . چيزى كه براى غير پيغمبر و كسانى كه از علوم خاص او بهره دارند ، امكان پذير نيست .
در اينجا فورا اين سؤال به ذهن مىآيد كه آيا پيامبر يا امام ، علم غيب - آن هم به اين گستردگى - مىتوانند داشته باشند ، با اينكه قرآن با صراحت مىگويد :
« قُلْ لا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ »
؛ بگو كسانى كه در آسمان و زمين هستند جز خدا از غيب آگاه نيستند » « 1 » .
اين سخن پاسخ روشن و معروفى دارد كه هم از آيات قرآن استفاده مىشود و هم در كلمات خود آن حضرت آمده است و آن اينكه علم غيب به صورت ذاتى مخصوص خداست ولى خداوند هر مقدار از آن را لازم بداند در اختيار اولياء اللّه مىگذارد ؛ همان گونه كه در آيهء 26 - 27 سورهء « جنّ » مىخوانيم :
« عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ »
؛ خداوند عالم به امور پنهانى است و هيچ كس را بر اسرار غيبش آگاه نمىكند ، مگر رسولى كه او را برگزيده و از وى راضى شده است » .
به زودى در كلام خود امام عليه السّلام - به خواست خدا - مىخوانيم هنگامى كه امام عليه السّلام از پارهاى از حوادث آينده خبر داد و كسى همين سؤال را مطرح كرد امام عليه السّلام در پاسخ او فرمود : « ليس هو بعلم غيب ، و إنّما هو تعلّم من ذي علم ؛ اين علم غيب نيست ؛ بلكه آموزشى است از صاحب علم » . اشاره به اينكه علم غيب ذاتى ، مخصوص خداست و علم من جنبهء اكتسابى دارد ؛ من همهء اين امور را از پيامبر آموختم و او از خداوند متعال ( شرح بيشتر اين سخن ، ذيل همان خطبه خواهد آمد ) .
هامش
( 1 ) سورهء نمل ، آيهء 65 . ( در آيات متعدّد ديگرى شبيه به اين مضمون نيز آمده است ) .