به هر حال ، هيچ كس بعد از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله جز امام امير مؤمنان عليه السّلام چنين سخنى را نگفته و نمىتوانسته است بگويد ؛ ولى امام اين سخن را فرموده و بارها پيشگويىهايى كرده كه عينا واقع شده است .
« ابن ابى الحديد » در « شرح نهج البلاغهء » خود فصلى تحت عنوان « امور غيبى كه امام از آن خبر داد ، سپس تحقّق يافت » در ذيل همين خطبه آورده است كه در بحث نكات ، اشارهاى به آن خواهيم داشت .
تعبير امام در جملههاى بالا به « و لا عن فئة تهدي مئة . . . » اشاره به اين است كه نه تنها از گروهها و لشكرهاى انبوه ، كه در آينده حادثه مىآفرينند ، با خبرم ؛ بلكه حتّى از گروهكهاى كوچك كه هيچ كس نمىتواند دربارهء آن پيشگويى داشته باشد - به بركت تعليم الهى - با خبر هستم ! .
سپس امام عليه السّلام به دو نكتهء ديگر در اين زمينه اشاره مىكند :
نخست ، براى تشويق هر چه بيشتر آنها به سؤال كردن از مسائلى سرنوشت ساز ، مىفرمايد : « اگر مرا از دست دهيد سپس ناراحتىهاى زندگى و مشكلات بر شما فرو بارد ( و براى يافتن راه حلّ به اين و آن متوسّل شويد ) بسيارى از پرسش كنندگان سر به زير مىافكنند و در حيرت فرو مىروند ، ( چرا كه پاسخگويى نمىيابند ) ؛ و بسيارى از مسئولان ( آنها كه مورد پرستش واقع مىشوند ، ) از پاسخ فرو مىمانند » .
( و لو فقدتموني و نزلت بكم كرائه « 1 » الأمور ، و حوازب « 2 » الخطوب ، لأطرق كثير من السّائلين ، و فشل كثير من المسؤولين ) .
اشاره به اينكه ، تا من در ميان شما هستم از مسائل سرنوشت ساز خود سؤال كنيد ؛ چرا كه بعد از من ديگران نمىتوانند پاسخ درستى به شما بدهند ؛ لذا در كار خود فرو مىمانيد و پشيمان مىشويد .
هامش
( 1 ) « كرائه » جمع « كريهه » به معناى شىء ناپسند است .
( 2 ) « حوازب » جمع « حازب » به معناى كار مشكل و پيچيده از مادّهء « حزب » ( بر وزن جذب ) به معناى شدّت است .