آراسته داشتند و حتّى غالبا به واجبات و مستحبّات كوچك نيز ، اهميّت مىدادند ؛ لذا بسيارى از ساده دلان در مبارزه با آنان ، ترديد به خود راه مىدادند . امام چشم اين فتنه را كه برخاسته از كج انديشىها و اعمال منافقانهء خوارج بود نيز ، كور كرد .
بعضى ديگر ، فتنهء « معاويه » ، شاميان و جنگ صفّين را - كه از همهء اينها گستردهتر بود و امام تا سر حدّ پيروزى آن را رهبرى فرمود ، و اگر سستى و نادانى گروهى از فريب خوردگان پيش نيامده بود ، آن هم براى هميشه پايان مىيافت - در مفهوم جملهء بالا داخل مىدانند .
بعضى از « شارحان » نيز فتنهء را ، به مفهوم عامّى گرفتهاند و معتقدند اين فتنهها از زمان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در جنگ بدر آغاز شد و در غزوات ديگر ادامه يافت و بعد از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به صورت خطرناكتر ، ظهور و بروز كرد و تا زمان « عثمان » ادامه يافت و بعد از بيعت مردم با آن حضرت به اشكال ديگرى نمايان گشت و امام گاه با شمشير ، گاه با صبر و شكيبايى ، گاه با آگاهى رسانى و گاه با فريادها و هشدارها ، چشم فتنهها را نابينا كرد .
ولى تفسير اوّل ( اشاره به جنگ جمل ) با تعبيرات خطبه ، مناسبتر به نظر مىرسد .
تعبير به « عين الفتنة » نشان مىدهد كه امام فتنه را به هيولاى وحشتناكى تشبيه كرده ، كه وقتى چشم او را كور كنند ، قدرت فعّاليت از او گرفته مىشود و در ضمن اشاره به اين نكته نيز مىتواند باشد كه امام در مبارزهء با فتنهها ، به سراغ مركز اصلى فتنه و توطئه مىرفت ، نه شاخ و برگها ؛ زيرا ، هنگامى كه مركز فتنه متلاشى شود بقيّهء اعوان و انصار فتنهگران ، خود به خود متلاشى خواهند شد و اين ، بهترين راه براى از بين بردن فتنهها ، با ضايعات كمتر است .
سپس امام عليه السّلام در اين زمينه به سراغ نكتهء بسيار مهمّى مىرود و براى بيان آن ،
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 220
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٢٠