وعدههاى فريبندهاى به مردم مىدهند و براى جلب آرا به هر كار خلافى دست مىزنند ، امام عليه السّلام اهداف واقعى خود را كاملا روشن ساخت و از مسائلى كه در ذائقهء بسيارى تلخ بود ، خبر داد و براى اينكه كمترين شائبهء اغفال در كار نباشد ، مردم را از طوفانهاى آينده آگاه نمود ؛ اين كارى است كه در برنامهء هيچ يك از زمامداران دنياى مادّى در طول تاريخ ، سابقه نداشته است .
نكتهها
1 - چرا فرمود دست از من برداريد ؟
شارحان « نهج البلاغه » و ديگر انديشمندان اسلام دربارهء اين كلام امير مؤمنان سخنان بسيارى گفتهاند ؛ گروهى آن را دليل بر عدم وجود نصّ بر مسئلهء امامت و ولايت پنداشتهاند و گروهى در مقابل به دفاع برخاستهاند و جمعى از - به اصطلاح - روشنفكران عصر ما ، آن را دليل بر اصالت رأى مردم در حكومت گرفتهاند و همچنين . . .
ولى براى اينكه در اينجا بيراهه نرويم بهتر است قبل از قضاوت دربارهء متن خطبه ، به شرايط زمانى و مكانى و ساير مقدّماتى كه فضاى اصلى خطبه را تشكيل مىدهد ، توجّه كنيم . از جمله :
الف ) اين سخن در زمانى از امام صادر شد كه « عثمان » بر اثر حيف و ميل در بيت المال و مسلّط ساختن بنى اميّه بر جان و مال مردم و بروز اغتشاش در مناطق مختلف ، به قتل رسيده بود و مردم براى بيعت ، به سوى امام هجوم آورده بودند .
مردمى كه سران آنها به امتيازات بىدليل زمان عثمان خو گرفته بودند ، انتظار داشتند امام هم بيت المال مسلمين را مطابق ميل آنها تقسيم كند و سياستمدارانشان انتظار داشتند كه در برابر بيعت با امير مؤمنان عليه السّلام ، پستهاى مهمّ