مطابق آنچه خود مىدانم ( از اصول حق و عدالت ) با شما رفتار خواهم كرد و هرگز به سخن اين و آن و سرزنش سرزنش كنندگان گوش نخواهم داد ! » ( و اعلموا أنّي إن أجبتكم ركبت بكم ما أعلم ، و لم أصغ إلى قول القائل و عتب « 1 » العاتب ) .
اشاره به اينكه من مىدانم مصلحت انديشان دنيا طلب ، در آينده به من خواهند گفت كه اجراى حق و عدالت امر حكومت را بر من مشكل مىكند و مخالفتها را برمىانگيزد ؛ اصول سياست مدارى ايجاب مىكند كه همان ناهنجارىهاى سابق را ادامه دهم ؛ بيت المال را به زورمندان ببخشم و مناصب و پستها را در اختيار گردنكشان قرار دهم هر چند به قيمت پايمال شدن حقوق تودهء مردم باشد ؛ درست همان كارى كه اسلام و همهء اديان آسمانى براى نفى آن آمدهاند :
« لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِيزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ »
؛ « 2 » ما رسولان خود را با دلايل روشن فرستاديم و با آنها كتاب ( آسمانى ) و ميزان ( شناسايى حق از باطل و قوانينى عادلانه ) نازل كرديم ، تا مردم قيام به عدالت كنند » .
سپس براى اتمام حجّت و اثبات بىاعتنايى خود به مقامهاى ظاهرى مىافزايد :
« اگر مرا رها كنيد همچون يكى از شما خواهم بود ( و با عدم وجود يار و ياور مسئوليّتى نخواهم داشت ) بلكه شايد از شما شنواتر و مطيعتر نسبت به رئيس حكومت و واليان امر ( در حفظ كيان اسلام و منافع مردم ) بوده باشم » ( و إن تركتموني فأنا كأحدكم ؛ و لعلّي أسمعكم و أطوعكم لمن و لّيتموه أمركم ) .
اين تعبير نشان مىدهد كه امام عليه السّلام در عالمى غير از عالم مصلحت گرايان دنيا پرست و سياست پيشه ، سير مىكرد و هرگز حكومت را به عنوان يك طعمهء شيرين و لذيذ نمىدانست ؛ بلكه وظيفهاى سنگين و مقدّمهاى براى احياى ارزشهاى اسلامى مىشمرد ، كه بدون آن ، حكومت به اندازهء آب بينى حيوانى هم ارزش ندارد .
هامش
( 1 ) « عتب » مصدر است و به معناى سرزنش كردن آمده است .
( 2 ) سورهء حديد ، آيهء 25 .