شرح و تفسير مرا رها كنيد و به دنبال ديگرى برويد !
شارحان « نهج البلاغه » بحثهاى فراوانى پيرامون اين خطبه كردهاند و بيشتر به اشكالاتى كه مربوط به مسئلهء امامت است ، پرداختهاند ؛ حتّى بسيارى از آنها شرح خطبه را رها كرده ، مستقيما به سراغ پاسخ اشكالات رفتهاند ؛ ولى بهتر اين است كه ما نخست به تفسير خطبه بپردازيم و در پايان به سراغ سؤال و جوابهايى كه پيرامون اين خطبه مطرح شده است ، برويم .
امام عليه السّلام در برابر كسانى كه دست بيعت به سوى او دراز كردهاند و از هر طرف هجوم آوردهاند و گمانشان اين بوده كه امام هم برنامهء تبعيضهاى ناروا در تقسيم بيت المال و مقامها و پستها را انجام خواهد داد ، مىفرمايد : « مرا رها نمائيد و ديگرى را طلب كنيد ! » ( دعوني و التمسوا غيري ) .
سپس به بيان دليل اين مطلب پرداخته ، مىفرمايد : « زيرا ما به استقبال چيزى مىرويم كه چهرهها و رنگهاى گوناگونى دارد ؛ و دلها نسبت به آن استوار و عقلها بر آن ثابت نمىماند ! » ( فإنّا مستقبلون أمرا له وجوه و ألوان ؛ لا تقوم له القلوب ، و لا تثبت عليه العقول ) .
اشاره به اينكه مردم بر اثر كارهاى نارواى خلفا - مخصوصا عثمان - اتّحاد نخستين را از دست دادهاند و هر كس براى خود نظرى دارد و آن را دنبال مىكند و بسيارى از آنها همچون شكارچيان در هر جا دنبال شكارى از اموال و مقامات دنيا هستند و با اين اختلاف و تشتّت ، باز گرداندن مردم به وحدت عصر رسول اللّه كار بسيار مشكل و پيچيدهاى است و انتظارات آنها حدّ و مرزى ندارد .
سپس در ادامهء اين سخن ، دور نماى تاريك آينده را با واقع بينى دقيقى ترسيم مىكند و مىفرمايد : « ابرهاى تيره و تار افقها را پوشانيده و راه مستقيم حق ( در اين فضاى ظلمانى ) ناشناخته است » .