خدا صلّى اللّه عليه و آله را در تقسيم عادلانهء بيت المال و رعايت مواسات بين مردم ، تغيير دادند ؛ عرب را بر عجم و موالى را بر بردگان و بزرگان قبيله را بر افراد عادى مقدّم داشتند .
هنگامى كه عثمان به حكومت رسيد ، اين معنا تشديد شد ؛ او خويشاوندان خود را از بنى اميّه بر ساير مردم برترى بخشيد ( مقامات و پستهاى حكومت را بين آنها تقسيم كرد و اموال عظيمى از بيت المال را در اختيار آنها گذاشت ) ؛ سالها اين رسم در ميان آنان رواج داشت و بسيارى از مردم به آن خو گرفته بودند و سيرهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به فراموشى سپرده شده بود .
هنگامى كه بعد از كشته شدن عثمان ، همگان دست بيعت را به سوى على عليه السّلام دراز كردند ، بزرگان قبايل و افراد سرشناس از آن حضرت انتظار داشتند كه به همان شيوهء خلفا عمل كند در حالى كه امام عليه السّلام تنها سيرهء پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله را ملاك مىدانست ؛ ناچار با اين سخنان با آنها اتمام حجّت كرد و با صراحت اعلام داشت كه اگر رشتهء خلافت را به دست گيرد مطابق خواستهء آنها عمل نخواهد كرد » . « 1 » در ضمن ، بىاعتنايى خود را به خلافت و مقامات ظاهرى كاملا نشان داد و در آغاز ، دست رد به سينهء طالبان بيعت زد تا هيچ كس تصوّر نكند ، پذيرش بيعت مردم از سوى امام عليه السّلام به خاطر علاقهء او به خلافت بوده است .
هامش
( 1 ) منهاج البراعه ، جلد 7 ، صفحهء 62 .