در آخرين جملهء اين بخش به مسئلهء مهمّ ديگرى كه خداوند براى زندگى انسانها در روى زمين آفريده است اشاره كرده ، چنين مىفرمايد : « در اطراف زمين ( و در ميان كوهها ) درّهها و راههاى وسيعى شكافت ، و نشانههايى براى آنان كه بخواهند از شاه راههاى وسيعش بگذرند برپا نمود » . ( و خرق الفجاج « 1 » في آفاقها و أقام المنار للسّالكين على جوادّ « 2 » طرقها ) .
با مختصر دقّتى بر صفحهء زمين و جاى جاى اين كرهء خاكى روشن مىشود كه خداوند به وسيلهء كوهها هرگز سدّ معبر نفرموده و قطعات و بخشهاى زمين را از هم جدا نساخته ؛ بلكه همه جا و در همه حال شكافها و جادّههايى در لابلاى آن به وجود آورده كه تمام روى زمين را به هم مىپيوندد . كمتر كسى توجّه دارد كه اگر اين جادهها وجود نداشت و كوههاى طولانى به يكديگر متّصل بودند و ديوار بلندى كه مانع عبور انسانها و حيوانات است ، به وجود مىآوردند و زمين را به بخشهاى پراكنده و نامربوطى تقسيم مىكردند ، چه بلايى بر سر انسانها مىآمد و چه محروميتهايى پيدا مىكردند .
قرآن مجيد هم مىفرمايد :
« وَ جَعَلْنا فِي الْأَرْضِ رَواسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِهِمْ وَ جَعَلْنا فِيها فِجاجاً سُبُلًا لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ »
؛ و در زمين كوههاى ثابت و پا بر جايى قرار داديم تا انسانها نلرزاند و در آن دژها و راههايى قرار داديم تا هدايت شوند . » « 3 » نه تنها به وسيلهء جادهها سر تا سر زمين را پيوند داد بلكه علامات و نشانههاى طبيعى بر سر جادهها نصب كرد تا از گم كردن راه در امان بمانند ، ( كوهها را به اشكال مختلف و رنگهاى گوناگون و درّهها را به همين وضع آفريد تا بهترين راهنما باشد ) .
در قرآن مىخوانيم :
« وَ مِنَ الْجِبالِ جُدَدٌ بِيضٌ وَ حُمْرٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُها وَ غَرابِيبُ سُودٌ »
؛
هامش
( 1 ) « فجاج » جمع « فجّ » به معناى درّه و فاصلهء ميان دو كوه است .
( 2 ) « جوادّ » جمع « جادّه » به معناى راه وسيع و روشن است .
( 3 ) سورهء انبياء ، آيه 31 .