مقدار زيادى از هواى اطراف را جذب مىكند و از فشار هوا مىكاهد و در شرايط جوّى كم فشار ، ابر آمادهء باران مىشود .
در ادامه اشاره به نقش بادها مىكند كه همچون انگشتانى كه شير را از پستان مىدوشد باران را از ابر جدا مىسازد و در همه جا پخش مىكند .
همهء اينها نشان مىدهد كه خداوند حكيم براى آبيارى زمينهاى بلند و خشك تمام مقدّمات لازم را فراهم ساخته و تدبيرى عالى مقرّر فرموده است .
تعبير به : « دوشيدن ابرها بوسيلهء بادها » ، نشان مىدهد كه بادها نقش مهمى در ريزش باران دارند و در واقع چنين است ؛ زيرا از يك سو ، فضا را خنكتر مىكنند و از سوى ديگر از فشار جوّ مىكاهند كه هر دو عاملى است براى فرو ريختن باران از ابرها .
تكيه بر باد جنوب ( بادهايى كه از جنوب به سمت شمال مىوزد ) به خاطر آن است كه بيشترين رطوبت و ابر به وسيلهء آن منتقل مىشود .
سپس در ادامهء اين سخن ، از آثار حيات بخش باران در سرتاسر زمين و بركات و فوايد آن سخن مىگويد و مىفرمايد : « هنگامى كه ابرها سينه بر زمين نهادند ، و آبهاى فراوان ( سنگينى ) را كه بر دوش داشتند فرو گذاردند خداوند به وسيلهء آن از زمينهاى خشك و بىگياه ، نباتات فراوانى رويانيد و از دامنهء كوههاى كم گياه ، سبزهء بسيار خارج ساخت » . ( فلمّا ألقت السّحاب برك « 1 » بوانيها « 2 » و بعاع « 3 » ما أستقلّت « 4 » به من
هامش
( 1 ) « برك » به معناى سينهء شتر است كه به هنگام خوابيدن بر زمين مىگذارد .
( 2 ) « بوانى » تثنيه « بوان » ( بر وزن لسان ) به معناى ستون خيمه و همچنين استخوانى است كه در دو طرف سينه قرار مىگيرد و در خطبهء بالا ، منظور ، معناى دوم است .
( 3 ) « بعاع » به معناى آب فراوانى است كه در ابر وجود دارد .
( 4 ) « إستقلّ » از مادّهء « استقلال » و از ريشهء « قلّ » ( بر وزن ظلّ ) به معناى بلند شدن و برداشتن و حمل كردن است .