العبء « 1 » المحمول عليها ، أخرج به من هوامد « 2 » الأرض النّبات ، و من زعر « 3 » الجبال الأعشاب ) .
تعبيرات زيباى بالا چنين نشان مىدهد كه گويى ابرها باردار هستند و به هنگام نزول بارانهاى سنگين ، بار خود را بر زمين مىنهند . همان بارى كه سرچشمهء حيات و زندگى و زيبايى و بركت است ؛ نه تنها در دشتهاى بىآب و علف كه در دامنه و قلّهء كوهها - كه آبيارى آن به دست انسانها بسيار دشوار است - گياهان و درختان فراوان مىرويد و منبع بركات و منافع مختلفى براى انسانها مىشود .
در ادامهء اين سخن امام عليه السّلام زيبايىهاى جهان طبيعت را كه زاييدهء نزول بارانهاست به تصوير كشيده ، چنين مىفرمايد : « پس زمين به زيور باغهايش غرق نشاط و شادى شد ، و با لباس نازك گلبرگها كه بر خود پوشيده به ناز آمد ، و از زينت و زيورى كه از گردن بندگلهاى گوناگون يافته بود ، در وجد و شادى فرو رفت ! » « فهي تبهج « 4 » بزينة رياضها ، و تزدهي « 5 » بما ألبسته من ريط « 6 » أزاهيرها ، « 7 » و حلية ما سمطت « 8 » به من ناضر « 9 » أنوارها « 10 » ) .
ناگفته پيداست كه زيبايىهاى جهان طبيعت در آرامش روح و رفع خستگى و
هامش
( 1 ) « عبء » به معناى بار است .
( 2 ) « هوامد » جمع « هامده » از مادّهء « همود » به معناى خاموش شدن آتش است و به زمينى كه گياهانش خشك شده « هامده » مىگويند .
( 3 ) « زعر » جمع « أزعر » ( بر وزن اكبر ) به معناى جايى است كه گياهان كمى در آنجا روييده و به موهاى كم پشت نيز اطلاق مىشود .
( 4 ) « تبهج » از مادّهء « بهجت » به معناى سرور و شادى است .
( 5 ) « تزدهى » از مادّهء « ازدها » به معناى تكبّر ( و ناز ) است .
( 6 ) « ريط » جمع « ريطه » ( بر وزن ميته ) به معناى پوشش نازك است .
( 7 ) « ازاهير » جمع « زهره » به معناى شكوفههاى رنگارنگ است .
( 8 ) « سمطت » از مادّهء « سمط » ( بر وزن سمت ) به معناى آويزان كردن است .
( 9 ) « ناضر » از مادّهء « نضارت » به معناى طراوت و خرّمى و شادابى است ؛ مخصوصا شادابى كه بر اثر وفور نعمت حاصل مىشود .
( 10 ) « أنوار » جمع « نور » ( بر وزن غور ) به معناى شكوفه است .