برق ، در اطراف آن درخشيدن گرفت و از درخشندگى آن ، در ابرهاى سفيد كوه پيكر و متراكم چيزى كاسته نشد ؛ ( و همچنان ادامه يافت ) اين در حالى بود كه ابرها ( از شدّت سنگينى ) به زمين نزديك شده بودند ؛ در اين هنگام باد جنوب ، باران را همچون شيرى از پستان حيوان بدوشيد و به شدّت بر زمين فرو ريخت هنگامى كه ابرها سينه بر زمين نهادند و آبهاى فراوان سنگينى را كه بر دوش داشتند ، فرو ريختند ، خداوند به وسيلهء آن از زمينهاى خشك و بىگياه ، نباتات فراوانى رويانيد و از دامنهء كوههاى كم گياه ، سبزهء بسيار خارج ساخت و زمين به زيور باغهايش غرق نشاط و شادى شد و با لباس نازك گلبرگها كه بر خود پوشيده بود به ناز آمد ، و از زينت و زيورى كه از گردنبند گلهاى گوناگون يافته بود در وجد و شادى فرو رفت ! و همهء اينها را غذا و توشهء انسانها ، و روزى چهارپايان قرار داد ، در اطراف زمين ( و در ميان كوهها ) درّهها و راههاى وسيعى شكافت و نشانهها - براى آنان كه بخواهند از شاهراههاى وسيعش بگذرند - قرار داد .
شرح و تفسير ابرهاى بارانزا و حيات زمينهاى مرده
امام عليه السّلام در اين بخش از خطبه به يكى ديگر از مهمترين نعمتهاى الهى كه بدون آن حيات و زندگى بر صفحهء زمين غير ممكن است اشاره مىفرمايد و با تعبيراتى بسيار زيبا و جالب و روحپرور آن را شرح مىدهد ؛ مىگويد : « سپس خداوند هيچ يك از بلندىهاى زمين را كه آب چشمهها به نقاط مرتفع آن نمىرسد ، و جدولهاى نهرها به آن راه ندارد ، به حال خود وانگذاشت ؛ بلكه ( براى آبيارى آنها ) ابرهايى آفريد تا قسمتهاى مردهء آن را زنده كند و گياهان آن را