داشت و از شدّت حركاتش كاست و بعد از آن همه جوش و خروش ( كاملا ) آرام شد و پس از آن همه جست و خيز متكبّرانه ، به جاى خود ايستاد .
شرح و تفسير ظاهر شدن خشكىها و آرام شدن درياها
در خطبهء اوّل « نهج البلاغه » خوانديم كه امام عليه السّلام هنگام شرح آفرينش زمين فرمود : « خداوند نخست آبى جارى ساخت كه امواجى متلاطم و متراكم داشت و آن را بر پشت تندبادى شديد ، سوار كرد ؛ سپس به وسيلهء باد و طوفان شديد ، امواج آب را به هم زد تا كفهايى بر روى آب نمايان شد و از آن كفهاى عظيم ، آسمانها ( و زمين ) را آفريد » .
در اين بخش از خطبهء مورد بحث نيز ، اشاره به مطلبى همانند آن مىكند : با تعبيرات تازه و جالب ! نخست مىفرمايد : « زمين را بر روى امواج پر هيجان و درياهاى مملو از آب قرار داد » ( كبس « 1 » الأرض على مور « 2 » أمواج مستفحلة ، « 3 » و لجج بحار زاخرة « 4 » ) .
« امواجى كه قسمتهاى بالاى آن متلاطم بود و پيوسته به هم مىخورد و لايهاى از كف - همانند كفهاى دهان شتر - به هنگام مستى ، بر روى آنها پديد آمد ! » ( تلتطم أواذيّ « 5 » أمواجها ، و تصطفق « 6 » متقاذفات « 7 » أثباجها ، « 8 » و ترغو « 9 » زبدا كالفحول
هامش
( 1 ) « كبس » از مادّهء « كبس » ( بر وزن حبس ) به معناى بستن و فشار آوردن است .
( 2 ) « مور » ( بر وزن غور ) به معناى هيجان و اضطراب است .
( 3 ) « مستفحله » از مادّهء « استفحال » از ريشهء « فحل » گرفته شده و به معناى هيجان و سركشى است .
( 4 ) « زاخره » از مادّهء « زخر » ( بر وزن فخر ) به معناى مملوّ و پر شدن است .
( 5 ) « أواذى » جمع « آذى » ( بر وزن قاضى ) به معناى موج يا قسمت بالاى آن است .
( 6 ) « تصطفق » از مادّهء « صفق » ( بر وزن سقف ) به معناى زدن چيزى بر چيز ديگر است به گونهاى كه صدايى از آن برخيزد ؛ لذا به كف زدن « تصفيق » مىگويند .
( 7 ) « متقاذفات » از مادّهء « قذف » ( بر وزن حذف ) به معناى درگيرى و پرتاب شدن بر روى يكديگر است .
( 8 ) « أثباج » جمع « ثيج » ( بر وزن سبد ) به وسط و ميان هر چيزى اطلاق مىشود و به همين مناسبت ، گاه به بخشهاى عظيم دريا كه در وسط دريا قرار دارد ، اطلاق شده است .
( 9 ) « ترغو » از مادّهء « رغو » ( بر وزن نقد ) به معناى پيدا شدن رويه بر شير و مانند آن است و واژهء « رغوه » به چربى روى شير و مانند آن گفته مىشود و در جملهء بالا به معناى موادّ تشكيل دهندهء زمين است كه بر روى آن مادّه مذاب نخستين ، پيدا شد .