تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
عند هياجها ) . البته تعبيراتى مانند موج ، دريا و كف و امثال آن براى امورى كه قبل از آفرينش اين جهان وجود داشت يعنى در آن زمانى كه نه آبى بود نه دريا نه كف‌ها و نه حتّى شب و روز ، تشبيهاتى است كه مىتواند شبحى از آن جريان‌ها را در برابر ما مجسّم سازد . اين تعبيرات ممكن است اشاره به موادّ مذابى باشد كه در آغاز آفرينش وجود داشت و پيوسته بر اثر انفجارات عظيم متلاطم بود و به هم مىخورد و بخشهايى از موادّ آن ، شبيه كف‌هاى عظيم ، بر روى اين مواد مذاب بسيار گسترده ، نمايان گشت كه با حركات دورانى و يا بر اثر انفجارهاى درونى كه هيچ كس جز خدا نمىداند ، به فضا پرتاب شد و زمين و كواكب و سيّارات را به وجود آورد . سپس امام عليه السّلام به مرحلهء ديگرى از مراحل پيدايش جهان اشاره كرده ، مىفرمايد : « قسمتهاى سركش آب پرتلاطم ، بر اثر سنگينى ، خضوع نموده و هيجان آن بر اثر تماس با سينهء زمين فرو نشست و كاملا تسليم و رام شد ؛ چرا كه زمين با پشت ، بر آن مىغلتيد » . ( فخضع جماح « 1 » الماء المتلاطم لثقل حملها ، و سكن هيج ارتمائه إذ و طئته بكلكلها ، « 2 » و ذلّ مستخذيا إذ تمعّكت « 3 » عليه بكواهلها « 4 » ) . « و به اين ترتيب آبها بعد از آن همه سر و صدا كه بر اثر امواج خروشان پيدا شده بود ، ساكن و آرام شد و همچون اسب افسار شده‌اى اسير و رام گشت ! » . ( فأصبح
هامش
( 1 ) « جماح » به معناى سركشى كردن اسب و مانند آن است ؛ سپس به هر چيزى كه شبيه آن است اطلاق شده است . ( 2 ) « كلكل » به معناى سينه است . ( 3 ) « تمعّكت » از مادّهء « معك » ( بر وزن كبك ) به معناى ماليدن و در غلتيدن و مانند آن است ؛ اين واژه هنگامى كه حيوانات ، خود را به پشت ، روى زمين مىغلتانند اطلاق مىشود . ( 4 ) « كواهل » جمع « كاهل » به معناى قسمتهاى بالاى پشت و نزديك به گردن است .