كظّة « 1 » جريته ، « 2 » فهمد « 3 » بعد نزقاته ، « 4 » و لبد « 5 » بعد زيفان « 6 » و ثباته « 7 » ) .
به اين ترتيب ، طوفانهاى نخستين فرو نشست و بارانهاى سيلابى قطع شد و امواج خروشان درياها بعد از آن همه جست و خيز آرام گرفت و كرهء زمين آماده براى پذيرش حيات و پيمودن مراحل آمادگى براى اين موضوع شد ، همانگونه كه امام عليه السّلام در فراز بعد به آن اشاره خواهد فرمود .
بعضى از شارحان « نهج البلاغه » از تعبيرات بالا چنين استفاده كردهاند كه آفرينش آب در فضا پيش از پيدايش كرهء زمين بوده ؛ ولى همانگونه كه در بالا اشاره شد تعبير به آب ممكن است اشاره به موادّ مذاب سيّالى بوده باشد كه قبل از پيدايش آسمان و زمين وجود داشت و از درون آن ، سيّارات و كرات و از جمله كرهء زمين به وجود آمد .
هامش
( 1 ) « كظّه » به معناى پر شدن شكم از طعام است به حدّى كه تنفّس مشكل شود ؛ و به هر چيزى كه از حد بگذرد اطلاق مىشود .
( 2 ) « جريه » به معناى جارى شدن است .
( 3 ) « همد » از مادّهء « همود » به معناى فروكش كردن حرارت آتش است .
( 4 ) « نزقات » از مادّهء « نزق » به معناى جست و خيز است .
( 5 ) « لبد » از مادّهء « لبود » به معناى توقّف در مكانى است .
( 6 ) « زيفان » به معناى راه رفتن متكبّرانه است .
( 7 ) « وثبات » جمع « وثبه » به معناى جست و خيز و پرش است و در جملههاى بالا به معناى حركت شديد زمين در روزهاى نخستين است .