و باز از سوى ديگر ، اين اوصاف ، اين پيام مهم را نيز براى انسانها دارد كه اگر گاه به نماز مىايستند ، يا با خداى خود راز و نياز مىكنند و يا حتّى در دل شب به عبادت او برمىخيزند ، از اعمال خود مغرور نشوند و آن را زياد نشمرند و اين فكر شيطانى در مغز آنها ظاهر نگردد كه نيازى به عبادت آنها بوده است ؛ چه اينكه ذات بىنياز ، به فرض محال كه عبادتى از بندگان مىطلبيد ، آن قدر فرشته دارد كه از ازل تا ابد در سجده و قيام و عبادتند .
به راستى ، دقّت در اوصافى كه امير مؤمنان على عليه السّلام در اين خطبه دربارهء فرشتگان بيان فرموده ، انسان را در عالمى از نور و عرفان فرو مىبرد و به كوچكى اعمال و طاعاتش در پيشگاه خداوند واقف مىسازد و راز و رمز قرب او را آشكار مىكند و نشان مىدهد كه نه فرشتگان بىدليل در جوار قرب خدا جاى دارند و نه انسان بدون تلاش و عشق به پروردگار و اطاعت عاشقانه ، به جايى مىرسد :
طفيل هستى عشقند آدمى و پرى * ارادتى بنما تا سعادتى ببرى !
بكوش خواجه و از عشق بىنصيب مباش * كه بنده را نخرد كس به عيب بىهنرى !
در حديثى از امام صادق عليه السّلام مىخوانيم كه يكى از يارانش به نام « عبد اللّه بن سنان » از او پرسيد :
« آيا فرشتگان برترند يا بنى آدم ؟ » فرمود : « امير مؤمنان على عليه السّلام چنين فرمود : « إنّ اللّه ركّب في الملائكة عقلا بلا شهوة ، و ركّب في البهائم شهوة بلا عقل ، و ركّب في بنى آدم كلتيهما ، فمن غلب عقله شهوته فهو خير من الملائكة و من غلب شهوته عقله فهو شر من البهائم ؛ خداوند در فرشتگان عقل بدون شهوت قرار داد و در بهايم ( چهارپايان ) شهوت بدون عقل ، ولى در انسانها هر دو را با هم تركيب كرد ؛ پس آن كس كه عقلش بر