همواره رو به افزايش است . بنابر اين ، دليلى ندارد كه از عبادت او غافل شوند ، يا از اميد آنان چيزى كاسته گردد .
در سومين جمله مىافزايد : « مناجاتهاى طولانى ، زبان آنان را خشك و ناتوان نساخته » . ( و لم تجفّ لطول المناجاة أسلات « 1 » ألسنتهم ) .
البتّه فرشتگان ، دهان و زبانى همچون ما ندارند كه بر اثر كثرت ذكر و مناجات ، رطوبت آن كم شود و به خشكى گرايد ؛ بلكه اين تعبير كنايهء لطيفى است از عدم ضعف و سستى و خستگى آنها در مقام تسبيح و نيايش پروردگار ! در چهارمين جمله مىفرمايد : « اشتغال به غير خداوند آنها را تحت سلطهء خود نياورده ، تا نداى بلند آنان را ( در مقام تضرّع و تسبيح ) كوتاه سازد ! » ( و لا ملكتهم الأشغال فتنقطع بهمس « 2 » الجؤار ، « 3 » إليه أصواتهم ) .
در حقيقت آنها جز عبادت و اطاعت و بندگى كار ديگرى ندارند و اين كار جزو ذات ، وجود و عشق و ايمان آنها است و هرگز چنين امرى نمىتواند خستگى و ملال بيافريند ! همان گونه كه يك قلب سالم از ادامهء كار به مدّت هفتاد سال نيز احساس خستگى نمىكند و افراد سالم ، اصلا وجود قلب را در درون سينهء خود احساس نمىكنند .
در پنجمين جمله مىافزايد : « و در مقام عبادت و بندگى ، همچنان دوش به دوش ايستادهاند » . ( و لم تختلف في مقاوم « 4 » الطّاعة مناكبهم ) .
هامش
( 1 ) « أسلات » جمع « أسله » به معناى نوك زبان است و در جملهء بالا در مورد كسى گفته مىشود كه از ادامهء ذكر يا بيان چيزى خسته نمىشود و زبانش خشك نمىگردد .
( 2 ) « همس » ( بر وزن لمس ) به گفتهء « راغب » در « مفردات » به معناى صداى آهسته و پنهان است .
( 3 ) « جؤار » به معناى صداى بلند است و در جملهء بالا اشاره به اين است كه صداى فرشتگان بر اثر ادامهء مناجات پروردگار هرگز به خاموشى نمىگرايد .
( 4 ) « مقاوم » ؛ شارحان نهج البلاغه غالبا « مقاوم » را جمع « مقام » گرفتهاند كه در اينجا به معناى صفوف است .
هر چند در منابع لغت چنين جمعى را نيافتيم .