در ششمين جمله مىفرمايد : « راحت طلبى ، آنان را به كوتاهى در انجام فرمانش وانداشته » . ( و لم يثنوا « 1 » إلى راحة التّقصير في أمره رقابهم ) .
همچنان گردنها را برافراشته و آماده اطاعت فرمانند .
و بالاخره در هفتمين و هشتمين جمله چنين مىفرمايد : « كودنى غفلتها بر تلاش و عزم راسخ آنها چيره نمىشود و تيرهاى فريب شهوات ، همتهاى آنها را هدف قرار نمىدهد » . ( و لا تعدو على عزيمة جدّهم بلادة الغفلات ، و لا تنتضل « 2 » في هممهم خدائع الشّهوات ) .
اساسا وجود آنها كانون شهوت و غفلت نيست كه گرفتار اين سرنوشت خطرناك شوند و ايمان و عشقشان به پروردگار آنقدر قوى و نيرومند است كه هرگز در طريق طاعت ، خسته نمىشوند .
نكته انسانها و فرشتگان
در يك جمع بندى كوتاه ، هدف امام عليه السّلام اين است كه حال فرشتگان الهى را در طريق طاعت و بندگى مشخّص كند و با تعبيراتى آميخته با كنايات و تشبيهاتى توأم با انواع تعبيرات زيبا و دقيق ، ابعاد اين موضوع را نشان دهد و در واقع درسى براى همهء انسانها باشد كه اگر انسان به مقام قرب الهى راه يابد و حلاوت معرفت او را با ذائقهء جان بچشد و از جام عشق او سيراب گردد هرگز در مسير بندگى و طاعت پروردگار ، احساس خستگى نمىكند بلكه هر چه پيشتر مىرود جدّىتر و مصمّمتر مىشود و شتاب بيشترى به خود مىگيرد . به گفتهء شاعر :
هامش
( 1 ) « يثنوا » از مادّهء « ثنى » ( بر وزن سنگ ) به معناى تا كردن و دولا كردن است و اگر به مدح كردن ، ثنا خوانى گفته مىشود به خاطر آن است كه صفات برجستهء كسى را يكى بعد از ديگرى مىشمرند .
( 2 ) « تنتضل » از مادّهء « نضال » به معناى تير انداختن است .