رزق و روزى همه بدست اوست . اگر عبادت به خاطر عظمت باشد ، شايسته اوست و اگر به عنوان شكر منعم باشد ، باز هم سزاوار اوست .
در پايان اين فراز ، اشاره به دو نعمت ديگر كه از نشانههاى قدرت و عظمت اوست كرده ، مىافزايد : « خورشيد و ماه ، در طريق اطاعت ، پيوسته در حركتند : هر تازهاى را ( با گردش پياپى خود ) كهنه مىسازند و هر دورى را نزديك مىكنند . » ( و الشّمس و القمر دائبان « 1 » في مرضاته : يبليان كلّ جديد ، و يقرّبان كلّ بعيد ) .
« كرهء ماه » بدون شك دائما در حركت است ، ولى نسبت دادن حركت به « خورشيد » ممكن است اشاره به حركت ظاهرى او باشد ( هر چند او در واقع ثابت و زمين دور آن مىگردد ) يا اشاره به حركات ديگرى است كه خورشيد ، بلكه تمام منظومهء شمسى در مجموعهء كهكشان دارند .
جملههاى « يبليان . . . » از يك سو هشدارى است به همهء انسانها كه بدانند طبيعت عالم مادّه ، سرانجام فرسودگى و كهنگى و زوال است ، همه چيز در حال دگرگونى است و رو به سوى زوال پيش مىرود و به همين دليل ، هرگز نبايد به چيزى دل بست . به علاوه ، آنچه در نظر بسيارى از مردم دور است ( پيرى و از كارافتادگى و مرگ و نيستى ) با گردش خورشيد و ماه ، تدريجا نزديك و نزديكتر مىشود و اين نيز از نعمتهاى خداست و گرنه چنان غرور و غفلت ، انسان را فرا مىگرفت كه به كلّى از حق بيگانه مىشد .
اين نكته نيز شايان توجّه است كه بسيارى از تعبيرات بالا ، از آيات قرآن گرفته شده است . قرآن مجيد مىگويد :
« وَ اللَّهُ جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ بِساطاً لِتَسْلُكُوا مِنْها سُبُلًا فِجاجاً »
« 2 » . و نيز مىفرمايد :
« أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهاداً »
« 3 » و در جاى ديگر مىفرمايد :
« وَ سَخَّرَ لَكُمُ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ دائِبَيْنِ »
« 4 » .
هامش
( 1 ) « دائبان » تثنيهء « دائب » از مادّهء « دأب » و « دؤوب » ( بر وزن قلب و قلوب ) به معناى ادامهء كار ، مطابق يك عادت و سنّت ثابت است . بنابراين واژهء « دائب » به معناى شخص ، يا چيزى است كه در انجام يك برنامه ، به طور مستمرّ و به صورت يك حالت و سنّت پيش مىرود .
( 2 ) سورهء نوح ، آيه 19 - 20 .
( 3 ) سورهء نبأ ، آيهء 6 .
( 4 ) سورهء ابراهيم ، آيهء 33 .