لياقتهاست ، نه اينكه خداوند تضمين كرده باشد رزق و روزى هر كس را به در خانهء او آورده و تحويل دهد ، گر چه گاهى انسان « من حيث لا يحتسب » و از جايى كه انتظار ندارد ، بهرهها مىبرد ، ولى اين يك اصل و قانون نيست ، بلكه اصل و قانون ، تلاش و كوشش و مديريّت و ابتكار است .
به تعبيرى ديگر : « رزق و روزى » بر دو گونه است : گونهاى از آن مشروط به تلاش و كوشش است كه اگر انسان به دنبال آن نرود و تلاش معاش نكند ، از آن محروم خواهد شد ، و قسم دوم حتمى است و غير قابل تغيير كه اگر انسان به دنبال آن برود يا نرود ، به او مىرسد . اساس قسم اوّل است ، هر چند در روايات به هر دو قسم ، اشاره شده است ، آن گونه كه در كلام ديگرى از همان امام همام مىخوانيم : « إنّ الرّزق رزقان : رزق تطلبه ، و رزق يطلبك ، روزى دو گونه است : قسمى از آن ، تو بايد به دنبال آن به روى و قسمى از آن ، به دنبال تو مىآيد . » « 1 » اين نكته نيز شايان دقّت است كه « ارزاق » را نبايد تنها به آب و غذا تفسير كرد ، بلكه تمام مواهب زندگى مادّى و معنوى را شامل مىشود . آرى ، خداوند موهبت علم و دانش و ايمان و مقام و موقعيت اجتماعى و امثال آن را در پرتو تلاشها و كوششها تقسيم فرموده ، ولى گاه براى اين كه نشان بدهد در پشت عالم اسباب ، دست قدرت « مسبّب الأسباب » كار مىكند ، تلاشها را بىنتيجه و آنهايى را كه تلاش نكردهاند ، به نتيجه مىرساند و همان گونه كه گفتيم اينها استثنائاتى است براى توجّه به ذات پاك « مسبّب الاسباب » .
سپس در ادامهء اين سخن مىفرمايد : « خداوند آثار و اعمال انسانها ، تعداد نفوس ، خيانت چشمها و آنچه را در سينهها پنهان مىدارند همه را احصا كرده ، و حساب آنها را دارد » ( و أحصى آثارهم ، و أعمالهم ، و عدد أنفسهم ، و خائنة أعينهم ، و ما تخفي صدورهم من الضّمير ) .
هامش
( 1 ) نهج البلاغه ، نامهء 31 .