أوّل عدله نفى الهوى عن نفسه ) .
مىدانيم حقيقت عدالت اخلاقى ، آن است كه تمام اوصاف انسان ، در حدّ اعتدال باشد . از جمله ، علاقههاى افراطى كه او را به هواپرستى مىكشد و همچنين خمول و انزوا و سستى ، كه او را به بيگانگى از دنيا دعوت مىكند ، در او وجود نداشته باشد .
حلال را بپسندد ، حرام را نفى كند و در خطّ اعتدال گام بردارد .
تعبير به ( أوّل عدله . . . ) به اين حقيقت اشاره مىكند كه او عدالت را از خويشتن شروع مىكند ، آن هم از درون جان و زواياى روحش ، و تا چنين نباشد به يقين سخنش در ديگران ، براى پيمودن جادّهء عدل ، اثر نمىگذارد .
در توصيف دوم مىافزايد : « او كسى است كه حق مىگويد و به حق عمل مىكند » ( يصف الحقّ و يعمل به ) .
اگر طرفدار حق است ، تنها در زبان و سخن نيست ، بلكه در رفتار و عمل نيز هست ، چرا كه سخنى كه از اعتقاد برخيزد ، در رفتار انسان منعكس مىشود و اگر انعكاسى نداشت ، نشانهء عدم ايمان گوينده ، به آن سخن است .
سپس به بيان وصف سوم پرداخته ، مىفرمايد : « هيچ كار خيرى نيست ، جز آن كه ( در برنامهء زندگى او قرار دارد و ) آهنگ آن مىكند ، و در هيچ جا گمان خيرى نمىرود ، جز اين كه به سوى آن گام برمىدارد ( و تا به آخر نرسد از تلاش نمىايستد ) » . ( لا يدع للخير غاية إلّا أمّها ، و لا مظنّة إلّا قصدها ) .
او طالب هر خير و نيكى و سعادت است . او حتّى مواردى را كه گمان مىرود در آنجا خيرى يافت شود ، به سراغ آن مىرود . او عاشق و دلباختهء خيرات است و همچون شخصى كه گمشدهء گرانبهايى دارد ، همه جا به دنبال آن مىگردد . از هر كسى سراغش را مىگيرد و در هر محفلى آن را جستجو مىكند .
در چهارمين صفت مىفرمايد : « زمام اختيار خود را به دست قرآن سپرده و قرآن
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 557
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٥٥٧