سپس امام عليه السّلام در ادامهء اين بحث ، به پاسخ از نسبت دروغ « عمرو بن عاص » پرداخته و با معرّفى بيشترى از صفات و وضع ايمان و اعمال او ، خطبه را پايان مىدهد ، مىفرمايد : « آگاه باشيد ! به خدا سوگند ، ياد مرگ مرا از سرگرم شدن به بازى و شوخى باز مىدارد . » ( أما و اللّه إنّي ليمنعني من اللّعب ذكر الموت ) .
من همواره مرگ را در مقابل چشم خود مىبينم . چرا كه قانونى است براى همهء خلائق و هيچ تاريخى براى آن تعيين نشده و استثنايى در آن راه ندارد و نيز مىدانم مرگ ، پايان همهء لذّات و همهء سرگرمىهاست ! من هرگز آن را فراموش نمىكنم و صبح و شام به ياد آن هستم . آيا ممكن است مثل منى ، با اين وصف ، سرگرم بازىها و شوخىها شود و در هوا و هوس غرق گردد ؟ غير ممكن است . « ولى فراموشى ( مرگ و ) آخرت او را از سخن حق بازداشته است . » ( و إنّه ليمنعه من قول الحقّ نسيان الآخرة ) .
اگر او دروغ مىگويد و تهمت مىزند و براى رسيدن به اهداف دنيوى و نائل شدن به هوسهايش ، هر كارى را براى خود مجاز مىشمرد ، به خاطر اين است كه مرگ و آخرت را به دست فراموشى سپرده ، و انسانى كه مرگ و دادگاه عدل الهى را فراموش كند ، موجود خطرناكى مىشود كه از هيچ كارى ابا ندارد و حتّى شرف و آبروى خود را نيز بر سر اين كار مىنهد .
سپس شاهد روشن و دليل گويايى براى اين سخن بيان مىفرمايد و مىگويد : « او حاضر نشد با معاويه بيعت كند ، تا اينكه عطيّه و پاداشى از او بگيرد ( و به تعبير ديگر : ) در مقابل از دست دادن دينش ، رشوه اندكى دريافت دارد . » ( إنّه لم يبايع معاوية حتّى شرط أن يؤتيه أتيّة ، « 1 » و يرضخ له على ترك الدّين رضيخة ) . « 2 »
هامش
( 1 ) « أتيّه » به معناى عطيّه و بخشش است و در اصل از « ايتاء » به معناى اعطاء و بخشش مىباشد .
( 2 ) « رضيخه » از مادّهء « رضخ » ( بر وزن رزم ) به معناى چيز كمى را بخشيدن و « رضيخه » به معناى عطيّهء ناچيز است و در خطبهء بالا ، اشاره به اين است كه « عمرو عاص » دين خود را در برابر مقامات دنيا ، كه نسبت به آن ، متاع ناچيز و كم ارزش است ، فروخت ، به خصوص اينكه مدّت كوتاهى از اين مقام بهره گرفت .