به هر حال ، وجود اين صفات رذيله در شخصى مانند « عمرو عاص » با آن تاريخ زندگانى ننگينش ، بر كسى پوشيده نيست .
سپس امام عليه السّلام به يك از زشتترين كارهاى دوران حيات « عمرو » اشاره مىكند ، كارى كه در تاريخ ، شبيه و نظير نداشت و آن اينكه در جنگ « صفّين » هنگامى كه خود را در چنگال قدرت على عليه السّلام ديد و يقين پيدا كرد على عليه السّلام با يك ، يا چند ضربهء شمشير ، به حيات آلودهء او پايان خواهد داد ، خود را برهنه كرد ، چرا كه مىدانست كرامت و حياى مولا ، ايجاب مىكند كه در چنين شرائطى روى از او برگرداند و او هم از اين فرصت استفاده كند و فرار را بر قرار اختيار نمايد . اين ماجرا در همه جا پيچيد و در ميان عرب « ضرب المثل » شد كه : « عمرو در پناه عورتش از مرگ نجات يافت » .
مىفرمايد : « هنگام نبرد ، لشكريان را امر و نهى مىكند ( و سر و صداى زياد راه مىاندازد كه مردم شجاعش پندارند ) ولى اين تا زمانى است كه دستها به قبضهء شمشير نرفته است ، هنگامى كه چنين شود ، او براى رهايى جانش ، بالاترين تدبيرش اين است كه جامهاش را كنار زند و عورت خود را نمايان سازد ( تا كريمان از كشتن او چشم بپوشند . ) » ( فإذا كان عند الحرب فأيّ زاجر و آمر هو ! ما لم تأخذ السّيوف مآخذها ، فإذا كان ذلك ، كان أكبر مكيدته أن يمنح القرم « 1 » سبّته « 2 » ) .
به گفتهء « ابن ابى الحديد » اين داستان عجيب را تمام مورّخان مخصوصا كسانى كه دربارهء « صفّين » سخن گفتهاند ، نوشتهاند « 3 » .
داستان چنين است : « يكى از ياران على عليه السّلام به نام « حارث بن نضر » اشعارى در
هامش
( 1 ) « قرم » به معناى جنس نر است و به معناى شخص بزرگوار و آقا نيز آمده است و در خطبهء بالا به همين معنا است ، زيرا « عمرو بن عاص » در برابر بزرگوارى چون على عليه السّلام قرار گرفت و مىدانست اگر پيراهن را بالا زند و كشف عورت كند ، اميرمؤمنان عليه السّلام روى برمىگرداند .
( 2 ) « سبّه » از مادّهء « سبّ » ( بر وزن شقّ ) به معناى بدگويى كردن و دشنام دادن است و به معناى هر چيزى كه ذكر آن ناپسند است ، آمده و در اينجا اشاره به « عورت » است .
( 3 ) شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد ، جلد 6 ، صفحهء 312 .