نكتهها
1 - عمرو عاص كيست ؟
همهء ما با نام اين مرد آشنا هستيم و هر كس گوشهاى از شيطنتهاى او و نقش تخريبىاش را در تاريخ اسلام شنيده است و معروفترين داستانى كه همه از او به خاطر دارند ، داستان سر نيزه كردن قرآنهاست كه در جنگ « صفّين » هنگامى كه لشكر « معاويه » در آستانهء شكست قرار گرفت ، او با يك نيرنگ عجيب ، لشكر را از شكست نجات داد ، دستور داد قرآنها را بر سر نيزه كنند و بگويند ما همه پيرو قرآنيم و بايد به حكميّت قرآن ، تن در دهيم و دست از جنگ بكشيم . اين نيرنگ ، چنان در گروهى از سادهلوحان از لشكر اميرمؤمنان على عليه السّلام مؤثّر افتاد كه مولا را سخت در فشار قرار دادند ، تا دست از جنگ بكشد و تن به حكميّت دهد .
به هر حال ، او تقريبا سى و چهار سال ، قبل از بعثت پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله تولّد يافت .
پدرش « عاص بن وائل » از دشمنان سر سخت اسلام بود كه قرآن مجيد در نكوهش او مىفرمايد :
« إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ »
؛ دشمن تو ، بريده نسل و بىعقب است . » « 1 » او پيوسته خوشحالى مىكرد كه پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرزندى كه از او يادگار بماند ، ندارد و بعد از وفاتش همه چيز پايان مىگيرد و لذا آيهء فوق در حقّ او نازل شد . مادرش - طبق تصريح مورّخين - بدنامترين زن در « مكّه » بود ، به گونهاى كه وقتى « عمرو » متولّد شد ، پنج نفر مدّعى پدرى او بودند ، ولى مادرش ترجيح داد كه او را فرزند « عاص » بشمرد ، چرا كه هم شباهتش به او بيشتر بود و هم « عاص » بيشتر از ديگران به او كمك مالى مىكرد و لذا بعضى از مورّخان ، از او به عنوان فرزندى نامشروع ياد كردهاند و حتّى شاعر معروف « حسّان بن ثابت » در قصيدهاى كه هجو او را مىكند ، به همين معنا اشاره كرده است .
هامش
( 1 ) سورهء كوثر ، آيهء 3 .