خداوند به او عقل داد ، تا نيكى و بدى را بشناسد و زبان داد ، تا پرس و جو كند و علوم خود را به ديگران منتقل نمايد و چشم داد ، كه حقايق حسّى را با آن درك كند و هدف نهايى از اين سه موهبت بزرگ ، اين بود كه : فرمانهاى الهى را بفهمد و از آنچه در اطراف اوست ، درس عبرت بياموزد و از آنچه شايستهء مقام او نيست ، پرهيز كند . در واقع سه منبع مهمّ شناخت ، يعنى : عقل و زبان و چشم ، كه به ترتيب براى درك مطالب فكرى و نقلى و عينى و حسّى است ، در اين عبارت كوتاه جمع شده و به انسان دستور داده شده است ، كه آنها را در مسير سعادتش به كار گيرد .
سپس مىفرمايد : « اين وضع ادامه مىيابد ، تا انسان به حدّ اعتدال و كمال برسد ، و بر پاى خود بايستد ، در اين هنگام سركشى كرده ، مىگريزد و بىپروا در بيراهه گام مىنهد ( به خدا و فرمانهاى او پشت مىكند و به هوا و هوس روى مىآورد ) » ( حتّى إذا قام اعتداله ، و استوى مثاله ، نفر مستكبرا ، و خبط سادرا « 1 » .
درست است كه همهء انسانها چنين نيستند ، ولى كلام امام عليه السّلام ناظر به اكثريتى است كه در بسيارى از جوامع ، هنگامى كه توان يافتند و به قدرت رسيدند ، همه چيز را به فراموشى مىسپارند و همچنين هشدارى است به مؤمنان فرمانبردار ، كه مراقب حال خويش باشند و شكر نعمت ايمان و تقوا را بجا آورند .
در ادامهء اين سخن مىفرمايد : « اين در حالى است كه سعى دارد به تمام هوسهاى خود جامهء عمل بپوشاند » ( ماتحا « 2 » في غرب « 3 » هواه ) .
« و براى بدست آوردن دنيا خود را به رنج و تعب مىافكند ، و براى لذّات آن پيوسته تلاش مىكند ، و هر چه از خواهشهاى نفس در فكرش خطور مىكند به آن
هامش
( 1 ) « سادر » از مادّهء « سدر » ( بر وزن هدر ) به معناى حيرت و سرگردانى است .
( 2 ) با توجّه به اينكه « ماتح » به معناى كسى است كه در بالاى چاه ايستاده و سعى دارد تا آنجا كه مىتواند از چاه آب بكشد
( 3 ) « غرب » به معناى دلوهاى بزرگ است ، روشنترين تفسير براى جملهء بالا همان است كه در بالا گفته شد و اشاره به كسانى است كه سعى دارند ، هيچ يك از هوا و هوسهاى آنها بىپاسخ نماند و به تمام آرزوها و هوسها برسند .