و تعب بيفكند و براى لذّات آن پيوسته تلاش مىكند و هر چه از خواهشهاى نفسانى در فكرش خطور كند ، به آن جامهء عمل مىپوشاند ، او هرگز فكر نمىكند مصيبتى برايش پيش بيايد و هيچگاه از روى تقواى الهى در پيشگاهش خضوع نمىكند ، از اين رو ، سرانجام چشم از دنيا فرو مىبندد ، در حالى كه در گمراهى و غرور گرفتار است و در ميان اشتباهات و خطاهاى زندگى كوتاه خود ، غوطهور ! اين در حالى است كه در برابر آنچه از دست داده ، عوضى بدست نياورده و هيچ يك از وظايف واجب خود را انجام نداده است .
شرح و تفسير
آغاز و انجام زندگى انسان
در اين بخش از خطبه - كه به پايان خطبه ، كمكم نزديك مىشويم - امام عليه السّلام به بحث مهم ديگرى پرداخته و آن آفرينش انسان از دوران جنينى تا پايان عمر و سپس چشم پوشيدن از دنيا و حضور در صحنهء قيامت است ، تا بحثهاى گذشته را كه دربارهء خطرات شيطان و لزوم فراهم كردن زاد و توشهء تقوا بود ، تكميل كند و به تعبير ديگر : آدمى هوشيار باشد و به وظايف اصليش بپردازد و از وساوس شيطان برحذر باشد ، مىفرمايد : « ( اكنون دربارهء آفرينش انسان و مراحل زندگى او با شما سخن مىگويم : ) « 1 » همين انسانى كه خداوند او را در تاريكىهاى رحم و در پردههاى متراكم به صورت نطفهاى فرو ريخت ، سپس او را به شكل خون بسته و نامشخّصى قرار داد ، و بعد از آن به صورت جنين كامل ، سپس نوزادى شيرخوار ، و بعد كودك ،
هامش
( 1 ) شارحان نهج البلاغه دربارهء اينكه « ام » در اينجا چه مفهومى دارد آيا استفهاميه است و متصله ، يا منقطعه ؟
سخنان بسيارى دارند و قضاوت در اين باره مشكل به نظر مىرسد ، چرا كه ظاهر عبارت مرحوم « سيّد رضى » اين است كه گلچينهايى از اين خطبه طولانى را ذكر كرده است كه ممكن است در اين گزينش ، پيوند عبارات پنهان شده باشد ، ما آن را به صورت منقطعه تفسير مىكنيم و در تقدير چنين است : « بل أذكّركم به حال الإنسان . . . » .