تا به اينجا امام عليه السّلام در بيان اوصاف پرهيزگارانى كه بايد الگو قرار گيرند - علاوه بر تفكّر دائم - اوصاف دهگانهاى را بيان مىكند كه تحت هر كدام ، يك دنيا معنا نهفته شده است و جمع آنها در يك انسان ، انسان نمونهاى مىسازد ، كه در دنيا و آخرت سربلند و در ميدان زندگى پيروز و در سير الى اللّه موفّق است ، تمام اين تعبيرات با تشبيهات زيبا و كنايهها و عبارات دلنشين و پر مغز آميخته است ، به گونهاى كه در اعماق جان نفوذ مىكند .
آرى ، پرهيزگاران راستين ، هرگز فريب جاذبههاى شيطانى را نمىخورند و در امور مشكوك در تاريكى گام برنمىدارند ! نزديكترين راه را بسوى خدا برمىگزينند و موانع را از سر راه برمىدارند ، خوف از خدا و مسؤليّتها ، مانع انحراف آنهاست و ذكر پروردگار ، دائما بر سر زبانشان .
سپس امام عليه السّلام به بخشى از نتايج اين اوصاف در دنيا و آخرت پرداخته و در ضمن شش جمله ، چنين مىفرمايد : « با مژدهء ( بهشت ) و زندگى آسوده در ميان نعمتها ، در بهترين جايگاهها و ايمنترين روزها ، شاد و مسرور است ، اين در حالى است كه از گذرگاه دنياى زودگذر ، با روشى پسنديده عبور كرده ، و توشهء آخرت را توأم با سعادت ، از پيش فرستاده است » ( ظافرا بفرحة البشرى ، و راحة النّعمى ، « 1 » في أنعم نومه ، و آمن يومه ، و قد عبر معبر العاجلة حميدا ، و قدّم زاد الاجلة سعيدا ) .
در واقع آنچه سبب بشارت آنان و راحتى و آرامش و امنيّت خاطرشان مىگردد ، همان عبور شايسته از گذرگاه دنيا و پيش فرستادن توشه آخرت است و مشكل مهمّ اينجاست كه انسان در مقابل آن جاذبههاى كاذب و زرق و برقهاى فريبنده و راههاى انحرافى ، بتواند خود را حفظ كند و از صراط مستقيم الهى خارج نگردد .
سپس در ادامهء اين سخن ، در آخرين اوصافى كه براى پرهيزگاران نمونه ذكر
هامش
( 1 ) « نعمى » مفرد است و به معناى آرامش و زندگانى آسوده و گسترده است و در واقع « نعمى » مفهومى همانند نعمت دارد كه مفهوم آن وسيع است .