آمده است :
« أدقّ من الشّعر ، و أحدّ من السّيف
، باريكتر از مو و برندهتر از شمشير است » . « 1 » بىشك ، حدّ فاصل ميان حق و باطل ، ايمان و كفر ، اخلاص و ريا ، قصد قربت و پيروى از هوا ، به همين باريكى و خطرناكى است كه عبور از اين خطّ فاصل ، جز براى خالصان و مخلصان و نيكان و پاكان ميسّر نيست ، كه شرح آن ، در بحث « نكتهها » خواهد آمد .
به هر حال ، يك چنين گذرگاه باريك ، لغزشگاههاى فراوان دارد كه بدون آمادگى كامل ، عبور همراه با سلامت از آن ممكن نيست ! به همين دليل ، امام عليه السّلام در ادامهء اين سخن مىفرمايد : « حال كه چنين است ، اى بندگان خدا تقواى الهى پيشه كنيد ! همچون تقواى خردمندى كه تفكّر ، قلب او را به خود مشغول ساخته ، و خوف الهى جسمش را خسته كرده ، شب زندهدارى خواب را از چشمش ربوده ، اميد به رحمت پروردگار ، او را به تشنگى روزهء ايّام گرم ( تابستان ) واداشته ، و زهد در دنيا ، خواهشهاى نفسانى را از او گرفته است ! » ( فاتّقوا اللّه عباد اللّه تقيّة ذي لبّ شغل التّفكّر قلبه ، و أنصب « 2 » الخوف بدنه ، و أسهر « 3 » التّهجّد غرار « 4 » نومه ، و أظمأ الرّجاء هواجر « 5 » يومه ، و ظلف « 6 » الزّهد شهواته ) .
هامش
( 1 ) بحارالانوار ، جلد 8 ، صفحهء 65 .
( 2 ) « أنصب » از مادّهء « نصب » ( بر وزن سبب ) به معناى خسته شدن است . بنابراين « انصب » از باب افعال به معناى خسته كردن آمده است .
( 3 ) « أسهر » از مادّهء « سهر » ( بر وزن سفر ) به معناى شب بيدارى است و از آنجا كه حوادث وحشتناك ، خواب شبانه را از چشم مىبرد و نيز زمين قيامت ، هول انگيز است به هر دو « ساهره » اطلاق مىشود .
( 4 ) « غرار » مصدر و اسم مصدر است و به معناى كمى و كسادى است و مفهوم جملهء بالا اين است كه عبادات شبانه ، حتّى خواب كم را از آنها مىگيرد .
( 5 ) « هواجر » جمع « هاجره » به معناى وسط روزهاى گرم و داغ است كه مردم به خانهها پناه مىبرند ، گويى هجرت كردهاند و در اصل از مادّهء « هجر » و « هجران » گرفته شده كه به معناى ترك چيزى و جدايى از آن است .
( 6 ) « ظلف » از مادّهء « ظلف » به معناى بازداشتن از چيزى است و « ظلف » ( بر وزن علف ) به معناى مكان مرتفع نيز آمده است ، گويى انسانها را از رسيدن به خود منع مىكند