آماده شدن جهت حضور در صحنهء قيامت و عبور از گذرگاه خطرناك صراط ، آماده مىسازد .
مىفرمايد : « بدانيد عبور شما از صراط و گذرگاه خطرناك مردافكن آن است ! معبرى كه قدمها در آن مىلغزد و خطرات هولناكى ، پىدرپى دامان انسان را مىگيرد » ) ( و اعلموا أنّ مجازكم « 1 » على الصّراط ، و مزالق « 2 » دحضه « 3 » ، و أهاويل « 4 » زلله ، و تارات « 5 » أهواله ) .
يكى از گذرگاههاى قيامت ، « صراط » است كه در آيات قرآن به طور اشاره و در روايات صريحا و به طور تفصيل ، از آن بحث شده است ، از مجموع آن روايات ، استفاده مىشود ، صراط پى است بر دوزخ ، در مسير بهشت ، كه آخرين گذرگاه آدمى است و نيكان و بدان همه بر آن وارد مىشوند : صالحان مانند برق از آن مىگذرند و به دروازههاى بهشت مىرسند ، ولى افراد بىايمان و گنهكار ، توان عبور از آن را ندارند و از روى آن ، به جهنّم سقوط مىكنند .
عبور از اين گذرگاه خطرناك ، كه تنها راه بهشت است بستگى به ايمان و عمل دارد و حتّى سرعت عبور از آن ، متناسب با درجات تقوا و ايمان است .
البتّه « صراط » در دنيا در اشكال ديگرى مجسّم مىشود و يا به تعبير ديگر :
صراط در قيامت ، تجسّمى از صراطهاى دنياست ، چرا كه در توصيف « صراط قيامت »
هامش
( 1 ) « مجاز » از مادّهء « جواز » به معناى سير و حركت و عبور است ، بنابراين « مجاز » كه مصدر ميمى است به همين معنا است .
( 2 ) « مزالق » جمع « مزلق » به معناى لغزشگاه ، از مادّهء « زلق » ( بر وزن دلو ) به معناى لغزش است .
( 3 ) « دحض » در اينجا مصدر يا اسم مصدر است و به معناى لغزش توأم با سقوط آمده است ، اين واژه گاهى در مورد باطل شدن و يا زوال خورشيد از دائرهء نصف النهار بسوى مغرب به كار رفته است .
( 4 ) « اهاويل » جمع « اهوال » ، و « اهوال » نيز جمع « هول » است ، بنابراين « اهاويل » جمع الجمع مىباشد و « هول » به معناى ترس و وحشت است .
( 5 ) « تارات » جمع « تاره » به معناى دفعه در اصل از مادّهء « تأر » ( بر وزن طرد ) به معناى نظر تند به كسى كردن است و به معناى زدن با عصا و مانند آن نيز آمده است و از آنجا كه اين امور در دفعات مختلف واقع مىشود .
اين واژه به معناى دفعه نيز مىآيد .