مواهب الهى ) است ( و براى آن دقيقا برنامهريزى مىكند ) تا نعمتهاى فراگير الهى و مواهب گوناگون او را به دست آورد و از آنچه مانع عافيت و سلامت است ، بپرهيزد » بأبدان قائمة بأرفاقها ، « 1 » و قلوب رائدة « 2 » لأرزاقها ، في مجلّلات « 3 » نعمه ، و موجبات مننه ، و حواجز « 4 » عافيته ) .
اين بخش از كلام امام عليه السّلام تكميلى است بر آنچه در جملههاى قبل در مورد هماهنگى اعضاى بدن آمده است . مىفرمايد : نه تنها اعضا با يكديگر هماهنگند ، بلكه روح و فكر نيز در جلب منافع و دفع مفاسد با اين مجموعهها همكارى تنگاتنگ دارند . و اين همكارى روحانى و جسمانى كه در سراسر وجود انسان حاكم است ، از بدايع شگفتآورى است كه هر چه زمان مىگذرد و علم پيش مىرود ، دقايق و ظرافتهاى تازهاى از آن كشف مىشود و به يقين يكى از بزرگترين مواهب الهى و مهمترين آيات عظمت او است .
« مجلّلات نعمه » از قبيل اضافه صفت به موصوف است و به معناى « نعمه المجلّلة » [ نعمتهاى فراگير ] است كه عموم انسانها را در برمىگيرد و دوست و دشمن ، و كافر و مؤمن از آن بهره مىگيرند .
« و حواجز عافيته » به معناى موانع سلامت خداداد است و در اينجا جملهاى در
هامش
( 1 ) « ارفاق » جمع « رفق » ( بر وزن فكر ) به معناى منفعت و ملايمت و مدارا كردن است و به هر چيزى كه انسان براى رسيدن به اهداف خود از آن كمك مىگيرد ، گفته مىشود و در خطبهء بالا منظور همين معنا است .
( 2 ) « رائده » از مادّهء « رود » ( بر وزن شوق ) در اصل به معناى جستجوى آب و مرتع است ، سپس به هر گونه جستجوگرى و طلب چيزى گفته شده است و از آنجا كه معمولا كاروانها قبلا كسى را مىفرستادند كه محل مناسبى براى توقف كاروان پيدا كند ، سپس آن شخص ، كاروان را به آن محل هدايت مىكرد ، واژهء « رائد » به معناى هدايت كننده نيز به كار مىرود .
( 3 ) « مجلّلات » از مادّهء « جلال » در اصل به معناى بزرگ شدن است و از آنجا كه بزرگ شدن سبب گسترش و شمول و عموميت مىشود ، اين واژه به معناى شمول و عموميت نيز به كار مىرود و « مجلّلات النّعم » نعمتهايى است كه تمام وجود انسان را فرا مىگيرد .
( 4 ) « حواجز » جمع « حاجزه » به معناى چيزى است كه مانع و رادع مىشود و « حواجز العافية » موانع تندرستى است .